مقدمه

حمد و ثنا و ستايش خداوند تبارک تعالی را که پروردگار جهانيان است، درود بر روح پيامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد (ص) و خاندان مطهر و ياران راستين ايشان. وبعد:

مقصود از نگاشتن اين بحث مختصر بيان فرايض، واجبات، سنتها و مستحبات در وضو، نماز، هردو عيد، روزه وبعضی از مسائل ضروری ديگر در عبادات است. بنا بر اين کوشش ميشود که اين نگاشته هرچه آسان و بزبان مردم عامه و قابل فهم همه باشد.

هر چند اين موضوع به يک کتاب جامع ضرورت دارد که بايد تمام مسائل مهم عبادات را در بر گيرد، درين رابطه کتابهای بزرگ و زيادی در فقه اسلامی وجود دارد ولی اکثر آنها بزبان عربی است که عامهء مردم ما نميتوانند آنرا بخوانند، اگر بعضی از آنها بزبان فارسی يا پشتو ترجمه هم شده است خيلی در زمانهای گذشته و با زبان بسيار قديمی است که باز هم درک آن برای همه مشکل است، و يا اکثر آنها به تمام کليات و جزئيات، و اختلاف ميان مذاهب نگاشته شده و پرداخته اند که عامهء مردم بنا بر مشکلات، کمبود وقت و مصروفيت های روزمره نميتوانند آنهارا بخوانند. بناءً من ضروری پنداشته ام که بحيث عمل خير اين احکام را در چند صفحه مختصر بنويسم تا هموطنانم بتوانند از آن استفاده کنند، در آينده فرزندانشان که درينجا بزرگ ميشوند وبه مراجع دينی خود دسترسی ندارند نبايد از ضروريات دين خود بی خبر باشند و عمل خيری هم باشد برای آخرت ما همه.

قابل ياد آوری است که، اين احکام مطابق فقه حنفی نگاشته ميشود، چون برای ما امکان پذير نيست که همهء آراء و مذاهب علماء و فقهاء اسلامی را درين مختصر بگنجانيم و يا همهء دلايلی را که در قرآنکريم وسنت پيامبر(ص) در رابطه آمده است ياد آور شويم، بدليل اينکه بحث ما خيلی مختصر و بزبان عوام است و از سويی ديگر خواندن متن عربی آيات و احاديث برای مردم ما که کمتر آشنايی بزبان عربی دارند مقدور نيست، بناءً ما قسميکه قبلاً گفتيم مطابق فقه حنفی اين جزوه را با نقل از کتب فقه تهيه و ترتيب ميکنيم.

هر عمل در اسلام از خود حدود و شرائطی دارد که با کمبود اين شرائط و ارکان آن عمل نميتواند درست و صحيح باشد. هر عمل از معاملات و عبادات بخصوص پنج بنای اسلام در ذات خود فرضها، واجبات، سنتها و مستحبات دارند که بايد هر مسلمان آنرا بداند و اين از ضروريات دين است که هيچ عذری در ترک و يا ندانستن و بی خبر بودن از آن مقبول نيست.

از جمله، نماز بعد از کلمهء شهادت ( لا اله الا الله محمد رسول الله ) دومين رکن از ارکان اسلام است و پيامبر(ص) فرموده اند: نماز ستون دين است، کسی آنرا برپای داشت دين را بر پای داشته است، و کسی آنرا خراب نمود، يعنی ادا نکرد، در حقيقت دين را خراب کرده است.

در هيچ صورت ترک نماز برای مسلمان اجازه نيست، اگر سهواً نماز فرض از اوترک شود بايد قضای آنرا بياورد، در بستر مريضی هم بايد انسان به اشاره آنرا ادا کند و در صورت که قادر به وضو کردن نباشد بايد تيمم کند و نماز را ادا کند.

هر نماز در وقت آن فرض است و در هر حالت بايد ادا شود، حتی در حالت جنگ هم که سخت ترين حالت است قرآنکريم حکم ميکند که، بايد دو گروه شويد و به نوبت نماز را ادا کنيد.

نماز جماعت از جملهء واجبات است و در صورت امکان بايد جماعت کرده شود، اگر کسی به مسجد قدرت رسيدن در وقت نماز را ندارد، بايد در خانه اش با فرزندان و يا فاميلش که نماز برايش واجب باشد نماز را به جماعت بخواند.

نماز جماعت فرض نيست، به اين دليل که از قدرت انسان خارج است، چون اگر انسان در جای تنها باشد و نتواندکسی را پيدا کند که جماعت کند بازهم بايد نماز را بخواند.

نماز جمعه نيز فرض است و حتماً بايد انسان آنرا ادا کند، در صورتيکه انسان تنها بود و رسيدن به نماز جمعه بکلی از قدرتش خارج بود بايد نماز پيشين را بجای آن بخواند.

تعريف فرض

فرض در اسلام بمعنای حکم يا عمل حتمی ميباشد، و ادای آن بر هر مسلمان لازم است، و حکم آن به نص صريح قرآن و يا حديث صحيح، مؤثق ازپيامبر(ص) برای ما رسيده باشد، در جای اگر از انسان سهواً ترک ميشود بايد قضای آن آورده شود، اگر يک مسلمان از يکی از فرايض اسلام منکر شود کافر ميشود.

در عمليکه فرض از انسان ترک شود آن عمل صحت شرعی ندارد و بايد دوباره ادا گردد، به تفصيل فرضهای هر عبادت را بيان ميداريم.

تعريف واجب

واجب بمعنای امر يا عمل لازمی است که ادای آن بر هر مسلمان لازم است و يک مرتبه از فر ض پايان تر است. انکار از آن خوف کفر بر مسلمان است.

تعريف سنت

سنت عبارت است از قول ( گفته ) فعل ( کرده ) و يا تقرير پيامبر (ص) ـ تقرير يعنی عملی را که پيشروی پيامبر(ص) کسی انجام داده باشد و پيامبر (ص)آنرا منع نکرده باشند. هر چه سنت در نماز بدين معنا است که، پيامبر(ص) يک عمل را گاهی کرده باشد و گاهی ترک کرده باشد.

فرق ميان سنت مؤکده و سنت زوايد اينست که، به امر يا عملی که پيامبر(ص) خود کرده باشد و تأکيد کرده باشد سنت مؤکده ميگويند، ولی سنتی را که گاهی کرده باشد و گاهی ترک کرده باشد و به آن تأکيد و امر نکرده باشد سنت زوايد يا مستحب مينامند.

مستحب

مستحب بمعنای کار نيک است، اگر کسی آنرا انجام داد ثواب دارد و اگر کسی آنرا ترک کرد گنهکار نميشود. مستحبات جزئی از آداب است.

فرضهای وضو

خداوند(ج) در قرآنکريم می فرمايد: يا أيّها الّذين آمنوا اذا قُمتُم اِلَی الصٌلواة فاغسِلُوا وُجُوهَکُم وَ اَيدِيَکُم اِلَی المَرَافِقِ وَ امسَحُوا بِرُؤسِکُم وَ اَرجُلَکُم اِلَی الکَعبَينِ. ( ای کسانيکه ايمان آورده ايد هرگاه به نماز بر ميخيزيد، پس بشوييد روی خود را، و دستهای خود را تا آرنج، و مسح کنيد بر سرهای خود و ـ بشويدـ پای های خود را تا شتالنگ ـ يعنی بجلک ـ)

بنا براين فرمودهء پروردگار فرضها در وضو چهار است:

اول ـ شستن روی. دوم ـ شستن دستها تا به آرنج. سوم ـ مسح کردن چهارم حصهء سر. چهارم ـ شستن پای ها تا به شتالنگ يا بجلک.

سنتهای وضو

در وضو ده (10)سنت است:

اول ـ بسم الله الرّحمن الرّحيم گفتن. دوم ـ شستن دست تا بند دست . سوم ـ استنجا کردن چهارم ـ مسواک کردن دهن. پنجم ـ شستن دهن يا مضمضه. ششم ـ شستن بينی يا استنشاق. هفتم ـ شستن هر يک ازين اعضا سه بار. هشتم ـ مسح کردن گوش. نهم ـ خلال کردن انگشتان پای. دهم ـ خلال کردن ريش.

مستحبات وضو

در وضو شش مستحب است:

اول ـ نيت کردن وضو. دوم ـ پی در پی شستن اعضا، يعنی هر عضو ياد شده را بايد بعد از ديگری متصل بشويی و نگذاری که يک عضو خشک شود و بعد ديگری را بشويی. سوم ـ مسح کردن همهء سر . چهارم ـ ترتيب در وضو، يعنی به همان ترتيب که در قرآنکريم ذکر شده است. پنجم: شروع کردن از راست. ششم ـ مسح کردن گردن.

مکروهات وضو ( يعنی اعمال که وضو را مکروه ميسازد)

اول ـ آب در دهان و در بينی کردن بادست چپ. دوم ـ آب را بر روی خود سخت زدن. سوم ـ بسوی عورت خود ديدن. چهارم ـ بينی خود را در آب تکاندن، يعنی در آب جاری يا جای که آب حوض باشد. پنجم ـ در وقت استنجا حرف زدن. ششم ـ بينی را بدست راست تکاندن.

شکننده های وضو

اول ـ خارج شدن چيزی از پيش يا پس. دوم ـ بر آمدن چرک و خون از بدن، ولو از زخم هم باشد. سوم ـ استفراق کردن به پری دهن. يعنی اگر بسيار اندک استفراق کند وضو نميشکند. چهارم ـ خواب کردن بر پهلو يا بر چيزی تکيه کرده. پنجم ـ خنديدن به صدای بلند در داخل نماز. هفتم ـ بي هوش شدن. هشتم ـ ديوانگی. نهم ـ مستی. دهم ـ داخل شدن ذکر مرد در فرج زن، ولو اندک هم باشد.

غسل

فرضهای غسل

در غسل سه فرض است:

اول ـ شستن دهن. دوم ـ شستن بينی. سوم ـ آب انداختن بر تمام بدن.

سنتهای غسل

در غسل پنج سنت است:

اول ـ شستن دست. دوم ـ شستن جای مخصوص، چه از مرد و چه از زن. سوم ـ دور کردن نجاست از بدن. چهارم ـ وضو کردن قبل از غسل نمودن. پنجم ـ شستن همهء اعضاء سه مرتبه. ( زنيکه موی خود را بافته است لازم نيست که آنرا باز کند ولی بايد آب را در زير موی برساند و پوست سر را تر کند).

چه وقت غسل فرض ميشود؟

غسل در پنج حالت فرض ميشود:

اول ـ هر گاه زن از حيض، يعنی خون مريضی ماهيانه پاک شود. دوم ـ هرگاه زن از نفاس، يعنی خون بعد از تولد فرزند پاک شود. سوم ـ سر ذکر مرد در فرج زن داخل شود. ( اگر چند مرد يا زن انزال نشده باشد ) چهارم ـ وقتيکه انسان جنب ميشود. پنجم ـ هر زنيکه عادت ماهيانه او مختل شد و حساب آنرا ندانست در هر نماز برايش فرض است که غسل کند.

تيمم چيست؟

تيمم بمعنای قصد کردن است، ولی در اصطلاح شرع، قصد کردن به خاک پاک را ميگويند که بجای وضو و در نبودن آب ميباشد.

فرضهای تيمم

در تيمم چهار فرض است:

اول ـ نيت کردن تيمم. دوم ـ تيمم کردن در خاک پاک. سوم ـ زدن دست بر خاک، يعنی گرد خاک و بر روی ماليدن. چهارم ـ دوباره دست زدن بر خاک و ماليدن بر هر دو دست تا آرنج. ( هر آنچه که وضو را باطل ميکند تيمم را نيز باطل ميکند. ولی وقتيکه انسان آب را ديد نيز تيممش باطل ميشود.

در تيمم رسانيدن خاک بر همهء اعضای ياد شده در وضو ضروری نيست. هر کس از آب يک سوم حصهء فرسنگ دور باشد برايش تيمم اجازه است. سوم حصهء فرسنگ تقريباً معادل چهار کيلو متر يا کمی بيشتر از آنست.

نماز

نماز رکن دوم در عبادات در اسلام است، ترک آن در هيچ صورت جواز ندارد، مگر اينکه زن در حالت حيض يا نفاس باشد. انسان مسلمان وقتيکه بالغ ميشود برايش نماز فرض است. پيامبر (ص) فرموده اند: فرزندان خود را وقتی به سن هشت سالگی رسيدند به نماز امر کنيد و اگر به سن دهسالگی رسيدند آنها را تنبيه کنيد و مجبور بسازيد که نماز را ادا کنند.

قسميکه در اول گفتيم، هر عمل در اسلام از خود اصول و مقررات دارد که در شريعت آنرا فرضها، واجبات، سنتها و مستحبات ميگويند. همچنان هر عمل از خود باطل کننده، شکننده، مکروه کننده و يا مفسد دارد. نماز نيز دارای همهء اينها است.

نکتهء را که قابل ذکر ميدانم اينست که، بعضی ها ميپرسند: يک نمازی که خود سنت يا نفل است چگونه ارکان آن فرض يا واجب است؟ جواب اين سئوال اين است که: يک عمل تا وقتی سنت يا نفل است که به آن نيت و شروع نکرده باشی، وقتيکه نيت ادای يک کار خير را کردی ويا آنرا برخود نذر نمودی ادای آن برايت لازمی ميگردد، مثلاً، وقتی در نماز نفل يا سنت ايستاده شدی و الله اکبر گفته آنرا نيت کردی اتمام آن برايت فرض ميگردد، و اگر در اثنای نماز آنرا قطع کری يا ترک نمودی همان نمازی که نيت ادای آنرا کرده ای بر تو لازم است، پس اينجا است که قاعدهء ـ لَزِمَ النّفلُ بالّشروعِ ـ مطرح ميشود. يعنی عمل نافله با شروع کردن آن لازمی ميگردد. پس اين بيان که ما اينجا ميکنيم همهء نمازهای فرض، سنت و نفل را شامل ميشود.

فرضهای نماز

در هر نماز دوازده فرض اتفاقی ميان همهء مذاهب اسلامی وجود دارد، که شش از ين فرضها در خارج نماز يعنی قبل از شر وع آنست وشش ديگر در داخل نماز است که بعد از شروع کردن در نماز ميباشد، با ترک کردن يکی ازين فرضها نماز انسان درست نيست وبايد دوباره ادا شود.

شش فرض خارج نماز:

اول ـ نيت کردن نماز، يعنی قصد کنی که چه نمازی را ميخوانی؟ فرض، سنت، نفل يا نذر. وهمچنان بايد قصد کنی که از فرضها نماز کدام وقت را ميخواهی بخوانی؟ نماز بامداد، پيشين، عصر، شام، خفتن ويا قضای فرض ترک شده را.

دوم ـ وضو گرفتن و خود را پاک کردن.

سوم ـ پوشانيد عورت، يعنی بدن مرد حد اقل از ناف تا زير زانو پوشيده باشد، البته اين قدر ستر در حالت ضرورت است که در نهايت ديگر لباس نداشته باشی. و از زن بجز از روی و دو کف دست بايد همهء بدنش پوشيده باشد.

چهارم ـ جای پاک، يعنی در آن جای يا فرش آثاری از نجاست نباشد، همچنان جايی رفع نجاست نباشد، مثل حمام، تشناب و غيره.

پنجم ـ رو بسوی قبله يعنی طرف کعبهء شريفه در عربستان سعودی واقع است نمودن. در صورتيکه در جای بيگانه بودی و نتوانستی قبله را تعين کنی ميتوانی به هر سوي که ذهنت قناعت کرد که آنسو قبله است نماز بگذاری، در صورتيکه بعداً ثابت شد که آنطرف قبله نبوده است دوباره قضای آن نماز بر تو لازم نيست.

ششم ـ تکبير اول يا تکبير تحريمه که الله اکبر ميگوی و در نماز شروع ميکنی.

شش فرض داخل نماز:

اول ـ قيام، يعنی ايستاده شدن. در صوريتکه انسان قادر به ايستاده شدن نباشد ميتواند نماز را نشسته و يا بهر طوريکه ميتواند بخواند، مثلاً تکيه داده، نشسته در چوکی و...

دوم ـ قرائت، يعنی خواندن قرآن کريم. در مذاهب ديگر غير از مذهب حنفی خواندن الحمد شريف فرض است، ولی در مذهب حنفی خواندن هر جای قرآن که باشد فرض است ولی خواندن الحمد شريف واجب است.

سوم ـ رکوع کردن، يعنی بعد از خواندن قرائت اول بايد مقدار گفتن سه بار( سبحان ربی العظيم ) دستها را بزانو بگذاری و نيم قد رکوع کنی.

چهارم ـ سجده کردن در نماز، سجدهء اول در نماز فرض است و سجدهء دوم واجب است و بايد مقدار سه بار گفتن ( سبحان ربّی الأعلی) باشد.

پنجم ـ قعدهء اخير، يعنی در اخرين رکعت نماز نشستن و خواندن التّحيات و درودها و دعا ها. قابل ياد آوری است که خواندن التّحيات واجب است و خواندن درودها و دعا ها سنت است.

ششم ـ فارغ شدن از نماز به اختيار خود، يعنی( السّلام عليکم و رحمة الله و برکاته) گفته نماز را تمام کنی، مثلاً ؛ اگر کسی ترا بزور از نماز قبل ازين که سلام گردانی خارج کرد نمازت باطل ميشود، يا در ختم نماز قبل از سلام بيهوش شدی و...

واجبات نماز

واجبات نماز هفت است، وبا ترک يکی ازين واجبات بايد سجدهء سهو کرده شود:

اول ـ خواندن فاتحه، يعنی الحمد لله ربّ العالمين الی اخره....

دوم ـ اضافه کردن يک سوره، يک آية دراز ويا سه آية کوتاه از قرآنکريم بر فاتحه، البته اين در رکعتهای است که ضم سوره در آنها واجب است، مثل دورکعت اول درنماز فرضهای چهار رکعتی و در همهء سنتها و نفلها بايد ضم سوره کرده شود.

سوم ـ متصل خواند سوره يا سه آية بعد از فاتحه.

چهارم ـ در نمازهای جهری به آواز بلند خواندن و در نمازهای خفيه با صدای بسيار پست خواندن، يعنی بر امام واجب است که در نمازهای شام، خفتن، تراويح و صبح به صدای بلند قرآئت کند، در صورتيکه انسان تنها باشد درين نماز ها ميتواند پست بخواند ويا بلند قرآئت کند.

پنجم ـ خواندن التّحيات لله والصّلوات والطّيبات الی آخره ... است.

ششم ـ خواندن دعای قنوت در نماز وتر است.

هفتم ـ تکبيرات در دو نماز عيد است، يعنی چهار بار الله اکبر گفتن در رکعت اول پيش از قرآئت و چهار بار بعد از قرآئت و پيش از رکوع در رکعت دوم.

سجدهء سهو

سجدهء سهو ، يعنی در صورتيکه در نماز سهو کنی، دو سجده اضافی کردن در ختم نماز بعد از سلام گرداندن و دوباره التّحيات و درود ها را خواندن وسلام دادن واجب است.

همچنان سجدهء تلاوت، يعنی وقتيکه در قرآن آيه سجده را ميخوانی بايد يک سجده کنی. در قرآنکريم چهارده آية است که اگر انسان آنرا ميخواند بايد يک سجده کند. ولی نبايد بخاطريکه سجده نکنم گفته ازين آية ها بگذرد و آنر نخواند، چون درينصورت انسان گنهکار ميشود.

سجدهء سهو درين جای های واجب است: اول ـ اگر کسی فرض را تأخير کرد، مثلاً در نماز چهار رکعتی در قعدهء اول بعد از التّحيات درودها را خواند وفکرش نشد که به رکعت سوم بعد از ختم التّحيات برخيزد، يا در دو رکعت آخر از نماز فرض سوره را هم اضافه کرد و...

دوم ـ در صورت ترک واجب. يعنی هر عملی را که از هفت واجب ياد شده در نماز ترک کرد بايد سجدهء سهو کند .

سوم ـ بلند خواند در نماز های خفيه و پست خواندن در نماز های جهری.

قابل ياد آوری است که در نماز های جماعت تنها با سهو امام سجده سهو لازمی است و بايد خود امام بعد از سلام دادن به يک طرف، الله اکبر بگويد و سجدهء سهو کند، اگر مقتدی در نماز جماعت سهو کرد برايش سجدهء سهو لازم نيست.

سنتهای نماز

قبل از همه بايد بدانيد که در سنتهای نماز و تعداد و نوع آنها مذاهب اسلامی باهم اختلاف دارند و بهر نوعی آنها را بيان کرده اند، مثلاً يکی ميگويد آمين بايد بلند گفته شود، ديگر ميگويد بايد خفيه گفته شود، يا يکی ميگويد بايد دست زير ناف گذاشته شود و ديگری ميگويد بايد بالای ناف گذاشته شود. يا يکی دست بسته ميخواند و ديگری دست باز ميخواند و امثال اينها. نبايد درين موضوعات با اهل ديگر مذاهب دعوا کرد، چون همهء مذاهب از خود دلايلی از احاديث و روايات دارند. از سوی ديگر با ترک سنت و يا تغير شکل آن نماز باطل نميگردد و سجدهء سهو هم لازم نميگردد.

در نماز بيست (20)سنت است که، ده سنت قولی است، يعنی به خواندن مربوط ميشود، و ده ديگر فعلی است، يعنی به عمل مربوط ميشود:

ده سنت قولی:

اول ـ شروع کردن نماز، يعنی خود را در شروع نماز بدانی ونيت کنی، نيت کردم ميگذارم......

دوم ـ اعوذبالله من الشّيطان الرّجيم گفتن.

سوم ـ بسم الله الرّحمن الرّحيم گفتن.

چهارم ـ سمع الله لِمَن حَمِدَ گفتن بعد از رکوع.

پنجم ـ ربّنا لَکَ الحَمد گفتن مقتدی وقتيکه امام سمع الله لمن حمد ميگويد.

ششم ـ.آمين گفتن بعد از ـ وَلَا الضّالين ـ در سورهء فاتحه.

هفتم ـ تسبيح گفتن در رکوع و سجده، يعنی (سبحان ربی العظيم) گفتن در رکوع و (سبحان ربی الاعلی) گفتن در سجده.

هشتم ـ الله اکبر گفتن در بالا و پايان شدن از رکوع وسجده.

نهم ـ خواندن اَلحَمدُ للهِ رَبّ العالَمِين در دو رکعت آخر از فرض چهار رکعتی.

دهم ـ لفظ (السّلامُ عَلَيکُم وَ رَحمة ا للهِ وَ بَرکَاتُهُ) را گفتن در سلام.

ده سنت فعلی در نماز:

اول ـ بالا کردن دست تا نرمی گوش. دوم ـ نگاه کردن بر جای سجده در وقت نماز. سوم ـ نهادن دست راست بر بالای دست چپ. چهارم ـ نهادن دست بر زير ناف. پنجم ـ نهادن دست بر سينه برای زنان. ششم ـ نهادن دست بر زانو در رکوع و پشت را در رکوع هموار نگاه داشتن. هشتم ـ سجده کردن در ميان دو دست و شکم را از ران دور نگاه داشتن. نهم ـ بر بالای پای چپ نشستن، پای راست را ايستاده کردن و انگشتان پای راست را سوی قبله نهادن. و دهم ـ روی را در سلام اول بسوی راست و باز به چپ گردانيدن. اشارهء سبابه، يعنی انگشت اشاره را در وقت اشهد أن لاإله إلاّالله در التّحيات بالا کردن نيز از سنتهای فعلی نماز است.

قابل ياد آوری است که سنتها به مستحبها نزديک اند و اينها سنتهای نماز بودند، و مستحبات از جملهء آداب است که در نماز تعين نشده است.

نماز های فرضی در يک شب و يک روز

در يک شب و يک روز بر هر مسلمان عاقل و بالغ هفده رکعت نماز فرض است، دو رکعت در نماز صبح، چهار رکعت در نماز پيشين، چهار رکعت در نماز ديگر، سه رکعت در نماز شام و چهار رکعت در نماز خفتن که مجموعاً هفده رکعت ميشود.

نماز های سنت مؤکده در يک شب و يک روز

در يک شب و يک روز دوازده رکعت نماز سنت مؤکده است که در پنج وقت ادا ميشود، دو رکعت در نماز بامداد پيش از فرض، شش رکعت در نماز پيشين، چهار رکعت پيش از فرض و دو رکعت بعد از فرض، در نماز عصر سنت نيست، دو رکعت در نماز شام بعد از سه رکعت فرض خوانده ميشود، و دو رکعت در نماز خفتن که بعد از فرض و قبل از نماز وتر خوانده ميشود. مجموع اين نمازهای سنت دوازده رکعت است، باقی هر قدر نماز که کسی در شب يا در روز ميخواند نوافل است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روزه

روزه بر چهار قسم است: اول ـ روزه ء فرضی که در ماه مبارک رمضان بر هر مسلمان عاقل، بالغ از مرد و زن فرض است، زنيکه در حالت حيض و نفاس باشد روزه برايش روا نيست و بايد تمام روزهای را که از روزه خورده است در وقت صحت خود قضا بياورد، اگر شخصی مريض است، در سفر است و يا بسيار کهن سال است که قادر بر روزه گرفتن نيست ميتواند روزه را بخورد، منتها مريض بعد از صحت يافتن بايد روزه را قضا بياورد.

کسيکه کهن سال است و نميتواند روزه بگيرد بايد عوض روزهء خود فديه بدهد، فديه به همان معنای عوض است، فديهء هر يکروز روزه، نان دادن يک مسکين در هر روز سه بار است که شکم او را درست سير کند، يا در برابر هر روز يک چارک کندم و يا معادل آنرا بدهد.

اگر کسی روزه را قضا کرده بود و قبل از ادای آن فوت کرد بر اقاربش لازم است که از مال او اين فديه را بپردازند. مسافر هم بايد روزهای را که از روزه قضا نموده است ادا نمايد.

دوم ـ قسم دوم از روزه، روزهء نفلی است که انسان بعضی از روزها روزهء نفل ميگيرد، مثل ايام بيض، يعنی روزهای دوازدهم، سيزدهم و چهاردهم از ماههای قمری را. ايام بيض يا سفيد بخاطر ميگويند که درين روزها ماه سفيد وکامل ميشود. يا روزه گرفتن در روزهای دوشنبه و پنجشنبه، روزهای عرفه و... درين روزها روزه گرفتن بسيار ثواب دارد و پيامبر (ص) اکثراً اين روزها را روزه گرفته اند.

سوم ـ روزهء قضائی، قسميکه قبلاً گفتيم بايد روزهای ترک کرده را از روزهء فرضی قضا بياورد.

چهارم ـ روزهء نذر، اين بدين معنا است که کسی بخاطر انجام کار خيری و يا رسيدن به هدف خيری بخداوند نذر گردانيده است که چند روز را روزه بگيرد، البته بعد از نذر گردانيدن ادای اين روزه لازمی است و بايد انسان آنرا ادا کند.

نيت کردن در روزه فرض است، در روزه های قضای بايد از شب نيت کرده شود که فردا کدام روزه را ميخواهد بگيرد، هر چه در روزه های فرضی و نفلی ميتواند پيش از نصف روز آنرا نيت کند، ولی بهتر آنست که از شب نيت کرده شود.

اگر کسی در رمضان حجامت کرد، يعنی از بدن خود خون گرفت، روزه اش باطل نميگردد، همچنان اگر در گلوی کسی پشه يا مگس پريد روزه اش باقيست، در چشيدن طعام اگر قورت کرده نشود روزه باطل نميگردد ولی مکروه ميشود، پس بهتر است که از باب احتياط چشيده نشود، اگر کسی بر سر خود روغن ماليد ويا چشم خود را سرمه کرد بازهم روزه اش باطل نميگردد. در نانيکه مادر ها برای طفل ميجوند علما گفته اند: بدون ضرورت جايز نيست، طور مثال اگر در جايی باشد که عاجل به آب دسترسی نداشته باشد و طفل هم نتواند نان سخت را بجود، معلوم است که در چنين حالت اجازه است ـ قاعدهء شرعی است که ضرورتها ممنوعات را جايز ميگرداند ـ.

اگر کسی به فراموشی روزه را خورد، بازهم روزه اش باطل نميگردد. در صورتيکه کسی روزه را قصداً و بدون ضرورت خورد برايش هم قضا و هم کفارت لازم است.در آخر اين بحث کفاره را بيان ميداريم که چگونه است.

اگر کسی چيزی را خورد که از جملهء غذا نبود، مثل سنگ، آهن و...در مذهب امام ابوحنيفه برايش قضا است و کفاره نيست، در کتابهای فقه گل سرشوی را از سنگ و کلوخ استثنا کرده اند، يعنی با خوردن گل سرشوی هم قضا است و هم کفاره. اگر کسی روزهء نفلی را نيت کرد بايد آنرا تمام کند و اگر در جريان روز آنرا خورد صرف برايش قضا است نه کفاره.

کفارهء روزه ماه رمضان

اگر کسی در رمضان يک روز، روزه را خورد، يا با زن مجامعت کرد بايد شصت مسکين را يک روز سه وقت و يا يک مسکين را شصت روز ، هر روز سه وقت طعام بدهد، يا يک برده را آزاد کند و يا شصت روز پی درپی روزه بگيرد.

چون در اين زمان برده وجود ندارد، بايد شصت مسکين را طعام دهد يا شصت روز پی در پی روزه بگيرد. اين بدين معناست که در جريان شصت روز نبايد يک روز را ترک کند. همچنان اين کفاره تنها برای يک روز خوردن روزه است نه برای همه ماه رمضان، يعنی برای هر روز اين چنين کفاره است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 8:20  توسط پاکروان  |