مقاله با عنوان معجزه­های ریاضی و عددی در قرآن به همت سید محمدرضا بحری نوشته شده

خداوند متعال در سوره بقره آیه  22 می­فرماید: «اگر از آنچه که بر بنده خودمان فرو فرستاده ایم در تعجب و تردید می­باشید. پس (حداقل) یک سوره مشابه آن بیاورید و در این کار از هر که خواهید کمک بگیرد. و در آیه بعد از آن می­فرماید: «اگر نتوانستید که هرگز هم نخواهید توانست از آتشی بترسید که برای کافران آماده شده است».

اصولاً قرآن به حدی شیوا و روان است که هر کس حتی کمترین آشنایی با زبان عربی داشته باشد با خواندن یا شنیدن قرآن ناخودآگاه در می­یابد که هیچ فرد سخنوری نمی­تواند چنین بیانی داشته باشد و کلام و سخن هیچ انسانی نمی­تواند باشد. معجزه قرآن فقط به معارف عمیق عقلی و اجتماعی، علوم غیبی و معانی شگفت­انگیز و شیوایی و روانی کلام محدود نمی­شود و هر روز ابعاد تازه­ای از شگفتی­های قرآن کشف می­شود. اکنون 20 مورد برای نمونه از اعجازهای عددی و ریاضی قرآن که با استفاده از کامپیوتر تاکنون مشخص شده در زیر می آوریم:

 ادامه  مطلب ...

 

1ـ کلمه (امام) به معنای رهبر و زمامدار الهی به صورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مطابق است با روایات نقل شده از پیامبر اسلام (ص) از طریق شیعه و سنی مبنی بر اینکه تعداد امامان بعد از ایشان 12 نفر می­باشند. برای نمونه یکی از آیات قرآن که کلمه امام در ‌آن آمده است، سوره یس آ‌یه 12 می­باشد: «وکل شی­ء أحصیناه فی امام مبین» و ما هر چیزی را در امام روشنگری جمع نموده­ایم. نام دوازده امام که جانشینان پیامبر (ص) می­با شند عبارتند: 1ـ امام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) 2ـ امام حسن (ع) 3ـ امام حسین (ع) که امام حسن و امام حسین علیهم­السلام برادر یکدیگر می­باشند و هر دو فرزند امام امیرالمؤمنین (ع) می­باشند در حالی که بقیه امامان علیهم­السلام نسبت به یکدیگر نسبت پدر و پسر دارند 4ـ امام سجاد (ع) 5ـ امام محمدباقر (ع) 6ـ امام جعفرصادق (ع) 7ـ امام موسی کاظم(ع)8ـ امام رضا(ع) 9ـ امام جواد (ع) 10ـ امام هادی (ع) 11ـ امام حسن عسگری(ع) 12ـ امام مهدی (عج) که طبق اعتقادات مسلمانان او زنده و غیرقابل رؤیت و در همه جا حاضر است و روزی قدرت جهان را همراه حضرت عیسی (ع) بدست می­گیرد. برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به کتاب شریف و مقدس «اسرار آل محمد (ص) » نوشته شاگرد و سرباز فداکار امام امیرالمؤمنین علی علیه­السلام جناب سلیم بن قیس هلالی.

 2ـ کلمه (شهر) به معنی ماه، 12 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مساوی تعداد ماه­های یک­سال است.

 3ـ کلمه (ساعه) 48 بار در قرآن کریم تکرار شده است که در 24 مورد قبل از آن یکی از حروف ذکر شده است و در 24 مورد دیگر قبل از آن حرفی وجود ندارد. بنابراین هر مورد را که در نظر بگیریم مطابق است با تعداد ساعات یک شبانه روز که 24 ساعت می­باشد.

 4ـ کلمه (سجد) به معنای سجده کرد و مشتقات آن (در زمان ماضی ، مضارع و امر) برای عاقلان 34 بار تکرار شده است که این عدد برابر است با تعداد سجده های واجب روزانه ، چون روزانه 17 رکعت نماز واجب است و هر رکعت 2 سجده دارد.

 5ـ کلمه (رجل) به معنای مرد مساوی کلمه (امراه) به معنای زن هر کدام 24 بار آمده است. 

 6ـ کلمه (ملائکه) به معنای فرشتگان و کلمه (شیطان) به معنای اهریمن و یا جن هر کدام 88 بار تکرار شده است.

 7ـ کلمه (استعاذه) به معنای پناه بردن و کلمه (ابلیس) به معنای شیطان هر کدام 11 بار به کار رفته است.

8ـ کلمه (آخرت) به معنای جهان آخرت و کلمه (دنیا) به معنای این جهان هر کدام 115 بار تکرار شده است.

 9ـ کلمه (الحسنات) به معنای خوبی­ها و کلمه (سیئات) به معنای گناهان هر کدام 180 بار تکرار شده است.

 10ـ کلمه (الحیاه) به معنای زندگی وکلمه (الموت) به معنای مرگ هر کدام 145 بار تکرار شده است.

 11ـ کلمه (ارسل) به معنای فرستاد و مشتقات آن 513 بار در قرآن کریم تکرار شده است و نام 28 پیامبری که در قرآن از آنها نامی آورده شده است نیز مجموعاً 513 بار تکرار شده است .

 12ـ کلمه (الرسل) به معنای پیامبران و کلمه (الناس) به معنای مردم هر کدام 368 بار تکرار شده است.

 13ـ کلمه (الرغبه) به معنای میل و کلمه (الرهبه) به معنای ترس هر کدام 8 بار تکرار شده است.

 14ـ نام مبارک پیامبر اسلام (محمد و احمد) مجموعاً 5 بار در قرآن امده است (4 بار محمد و 1 بار احمد) و کلمه صلوات که به معنای درود می­باشد و بیشتر برای درود فرستادن بر پیامبر و خاندان پیامبر استفاده می­شود نیز 5 بار در قرآن تکرار شده است .

 15ـ کلمه (ایثار) به معنای گذشت و فداکاری و کلمه (شح) به معنای بخل و تنگ نظری هر کدام 5 بار تکرار شده است.

 16ـ کلمه (سرور) به معنای شادی و کلمه (حزن) به معنای غم و اندوه هر کدام 4 بار تکرار شده است.

 17ـ کلمه (الحر) به معنای گرما و کلمه (البرد) به معنای سرما هر کدام 4 بار تکرار شده است.

 18ـ عبارت (حزب الله) به معنای یاران خداوند و عبارت (حزب الشیطان) به معنای یاران شیطان هر کدام 3 بار تکرار شده است.

 19ـ در قرآن کریم به اینکه 300 سال شمسی دقیقاً برابر 309 سال تمام قمری است به صورت مستقیم اشاره شده است. این مطلب وقتی مشخص شد که یکی از علمای دین یهود از حضرت امام امیرالمؤمنین (ع) پرسید: چرا قرآن مدت توقف و خواب اصحاب کهف را 309 ذکر سال کرده است در حالی که در حاشیه تورات ما این مدت 300 سال نوشته شده است؟ حضرت علی﴿ع﴾  فرمودند: «سال­های شما شمسی است ولی سال­های ما قمری است». جالب اینجاست که یکی از اساتید ریاضی این محاسبات را انجام داده که خلاصه قابل فهم آن چنین است: سال شمسی یهود 365 روز تمام است. بنابراین 300 سال آنها می­شود: روز 109500=365×300 در حالی که سال قمری برابر است با 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه بنابراین 309 سال قمری برابر است با : روز 109500=]48 دقیقه و 8 ساعت و 354 روز[ ×309 پس معلوم شد که 300 سال شمسی یهود برابر است با 309 سال قمری نه یک روز کمتر نه بیشتر. این در حالی است که تا صدها سال بعد از نزول قرآن هنوز شبانه­روز به 24 ساعت و هر ساعت به 60 دقیقه و الی آخر تقسیم نشده بود. و حتی ساعت هنوز اختراع نشده بود. بنابراین حضور هر کلمه در قرآن در مکان خاص و به تعداد معین حادی پیام و مفهوم ویژه­ای می­باشد که در حقیقت یک نوع از اعجاز و معجزه می­باشد. زیرا مجموعه آیات قرآن در مدت نسبتاً طولانی 23 سال و در اوضاع و احوال مختلف مثلاً گاهی در جنگ و گاهی در صلح، گاهی در مکه و گاهی در شعب ابی­طالب و محاصره گاهی در مدینه و گاهی در سفر و گاهی در شب و گاهی در روز بر پیامبر (ص) نازل می­شد و چنین نبود که پیامبر خدا (ص) مانند مؤلفان کتاب­های مختلف مدتی در کتابخانه­ای خلوت کند و از سر فرصت و فراغت و یا با رجوع به منابع مختلف کتابی بنویسد.

20- یکی دیگر از اعجازهای قرآن که 2 سال قبل توسط یکی از فارغ التحصیلان رشته آمار جناب آقای کوروش جم نشان کشف شده است: قبل از ‌آنکه آن را توضیح دهیم ابتدا سه نکته را متذکر می شویم:

 الف)همان طور که می دانیم تعداد کل آیات قرآن کریم 6236 آیه است که یک عدد زوج است.

 (6555=114+000+ 4+3+2+1)

 ج) اگر شماره ی هر سوره را با تعداد آیات آن سوره جمع کنیم عدد مخصوص آن سوره بدست می­آید مثلاً برای سوره حمد که اولین سوره قرآن می­باشد عدد مربوط می­شود 8‌ (7+1) و برای سوره بقره می­شود 288(286+2) و برای سوره آل­عمران عدد مربوط می­شود 203 یعنی (200+3) . حال اگر این عددهای به­دست آمده برای هر سوره را به تفکیک زوج و فرد در جدول­های جداگانه­ای قرار دهیم نتایج شگفت­آوری به­دست می­آید. جدول عددهای حاصله­ی فرد جدول عددهای حاصله­ی زوج آل عمران 203 فاتحه 8 مائده 125 بقره 288 انعام 171 نساء 1800 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 جمع کل 6555 جمع کل 6236 چهار مطلب شگفت­انگیز در این جدول­ها دیده می­شود:

 ب) در هر جدول 27 سوره وجود دارند که تعداد کل آیات آن سوره یک عدد زوج است و بنابراین در هر جدول نیز 30 سوره وجود دارد که تعداد کل آیات آن سوره فرد است.

 ج) در هر جدول به­طور مساوی 57 سوره قرار می­گیرد.

 د) مجموع اعداد جدول زوج یک عدد زوج شده است و مجموع اعداد جدول فرد یک عدد فرد شده است. بدین­ترتیب حتی اگر یک آیه از یک سوره ای کم شود یا زیاد شود و یا یک سوره جابه­جا شود تمام نظم فوق از بین می­رود. بنابراین این رابطه اثبات می­نماید که یک سوره و حتی یک آیه از قرآن شریف کم و یا زیاد نشده است.

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 11:27  توسط پاکروان  | 

احاديثي در مورد نماز

حافظوا علی الصلوات و الصلوه الوسطی و قوموا الله قانتین

در انجام همه نمازها و نماز میانی (ظهر ) كوشش و مواظبت كنید در حال عبادت و خضوع كنان برای خدا به پا خیزید

  منبع :  سوره بقره ،آیه 238

  ثابت بودن وقت نماز

  فاقیموا الصلوه ان الصلوه كانت علی امومنین كتابا موقوتا

 نماز را بر پا دارید كه راستی نماز وظیفه ثابت ومعینی است برای مومنان

  منبع :  سوره نساء ،آیه 103

  نماز ووقت شناسی

 

 

 

فسبحان الله حین تمسون وحین تصبحون ،وله الحمد فی السموات و الارض و عیشاو حین تظرون

پس (به فكر آن روز بزرگ باشید ) خدا را هنگام شام و صبحگاه در نماز مغرب و صبح تسبیح و ستایش گویید وسپاس اهل عالم در آسمانها و زمین مخصوص اوست وشما نیز در تاریكی شب و نیمه روز (در نماز عشا، ظهر و عصر ) به ستایش او مشغول شوید .

  منبع :  سوره روم ،آیات 17و18

  نمازهای پنجگانه روزانه

 

 

وسبح بحمده ریژبك قبل الطلوع الشمس وقبل غروبها ومن انای الیل فسبح واطراف النهار لعلك ترضی

قبل از طلوع آفتاب وپیش از غروب آن وهمچنین در اثنا شب و اطراف روز تسیبح و حمد پرودژردگارت را به جا آور تا خشنود شوی

  منبع :  سوره طه ،آیه 130

  نماز ،روش پیامبران

 

 

قال رسول الله –صلی الله علیه واله-:

الصلاه من شرایع الدین ،وفیها مرضاه الرب- عز وجل –فهی منهاج الانبیاء ،.

نماز از سنتهای دین ،ومایه خشنودی پروردگار وراه وروش پیامبران است.

 منبع :  جامع احادیث الشیعه ،ج4،ص 22.بحار الانوار،ج82،ص231

  اقامه نماز و پاداش الهی

لكن الراسخون فی العلم منهم والمومنون یومنون بما انزل الیك و ما انزل من قبللك و المقیمین الصلوه والموتون الزكوه و المومنون بالله وال

 ولی دسته ای از آنها كه راسخ در علم اند و آنها كه ایمان دارند و به تمام آنچه بر تو نازل شده و آنچه كه پیش از تو نازل گردیده ایمان می آورند و آنها كه نماز را بر پا می دارند و آنان كه زكات می دهند وآنها كه به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند به زودی به همه آنان پاداش عظیمی خواهیم داد

   منبع :  سوره نساء ،آیه 162

  نماز وقران

 

 

ان الذین یتلون كتاب الله و اقامواالصلواه

كسانی كه قران تلاوت می كنند ونماز به پای می دارند

  منبع :  سوره فاطر ،آیه 26

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 11:40  توسط پاکروان  | 

خداي منان از روي لطف بي پايان بر آدميان منّت نهاده، به آنها اجازه معراج به عالم ملک و ملکوت عطا فرموده و نماز را نردبان ترقي و ابزار ارتقاء به عالم بالا قرار داده است.

 انسان خاکي که همواره اسير اميال نفساني و غرايز حيواني است، به هنگام نماز پرده هاي ظلماني جهان ماده را کنار مي زند، جاذبه دست و پاگير کره خاکي را مي شکند، موانع نيرومند عالم شغلي را از جلوي پايش بر مي دارد و به جهان بالا راه مي يابد، با خداي خود بي واسطه سخن مي گويد، و درد دل مي نمايد و خود را از چنگال نفس و شيطان مي رهاند.

 نماز اوج معراج انسان، راز و نياز با خداي سبحان، موجب نزول رحمت يزدان، سنگر مبارزه با نفس و شيطان، بازدارنده انسان از خطا و عصيان، وسيله ي تقرب پارسايان و رمز بندگي مخلصان است.

 نمازگزاران چه کساني هستند؟

 در قرآن کريم  ضمن آياتي خداي متعال نمازگزاران واقعي را معرفي مي نمايد و اينکه اقامه نماز چه تأثيري در زندگي مادي و معنوي انسان دارد را ذکر مي کند که بدين وسيله اهميت اقامه نماز را بيان مي دارد.

  نماز؛ نشانه مومن

 " قل لعبادي الذين امنوا يقيمواالصلوة و ينفقوا مما رزقناهم سراً و علانية من قبل ان ياتي يوم لا بيع فيه ولا خلال." (ابراهيم / 31)

 بگو به بندگان من که ايمان آورده اند، نماز را بر پا دارند و از آنچه به آنها روزي داده ايم پنهان و آشکار انفاق کنند، پيش از آن که روزي فرا رسد که نه چيزي توان خريد و نه دوستي کسي "جز خدا" به کار آيد .

 در اين آيه خداوند به وسيله پيامبراکرم(ص) به بندگاني که ايمان آورده اند دستور مي دهد که تا روز قيامت او را رها نکنند که در آن روز هيچ مجالي براي جبران از دست داده ها نيست و از ميان تمام راههايي که به خدا مي رسد، اقامه نماز و انفاق – يقيمواالصلوة و ينفقوا – را بيان مي کند. چرا که تمام دستورات ديگر (که اصلاح بين خدا و بندگان و بنده با بندگان ديگر است) از اين دو رکن منشعب مي شود و اين تاکيدي ديگر بر اهميت نماز است.

 در جاي ديگر مي فرمايد:

 "انما المومنون الذين اذا ذکرالله وجلت قلوبهم و… . الذين يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون." (انفال / 2- 3)

 مومنان کساني هستند که چون ذکري از خدا شود، "از عظمت و جلال خدا " دلهايشان ترسان مي شود و … . کساني که نماز را به پا مي دارند و از هر چه روزي آنها کرديم انفاق مي کنند.

 در اين آيه از جمله صفات بارز مومنان را اقامه نماز مي داند. چرا که وقتي ايمان در دل مستقر گرديد، انسان به سوي عبوديت معطوف شده و با اخلاص و خضوع، پروردگار خود را عبادت مي کند که از بهترين مظاهر آن نماز است. "وجل" همان حالت خوف و ترسي است که به انسان دست مي دهد که سرچشمه آن يکي از اين دو چيز است: گاهي به خاطر درک مسئوليتها و احتمال عدم قيام به وظايف لازم در برابر خدا مي باشد، و گاهي به خاطر درک عظمت مقام و توجه به وجود بي انتهاي او است. مومنان در پرتو احساس مسئوليت و درک عظمت پروردگار و همچنين ايمان فزاينده و بلندنگري توکل، از نظر عمل داراي دو پيوند محکمند، پيوند و رابطه نيرومندي با خدا و پيوند و رابطه نيرومندي با بندگان خدا.

 تعبير به اقامه نماز (به جاي خواندن نماز) اشاره به اين است که نه تنها خودشان نماز مي خوانند بلکه کاري مي کنند که اين رابطه محکم با پروردگار هميشه و در همه جا بر پا باشد.

 خداي متعال در آيه ديگر مي فرمايد:

 "والمومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و يقيمون الصلوة …" (توبه / 71)

 و مردان و زنان با ايمان يار و ياور يکديگرند، امر به معروف و نهي از منکر مي کنند و نماز برپا مي دارند… مؤمنين علاوه بر اين که به خاطر دوستي و محبتي که نسبت به يکديگر دارند، همديگر را به نيکي ها دعوت و از بديها و منکرات باز مي دارند و بر خلاف منافقان که دلهايشان را گرد سياه نسيان ياد حق فرا گرفته، دلهايشان از ياد حق سرشار بوده و به نور ذکر خدا جلا يافته است و براي محکم شدن رشته ياد خدا نماز را بر پا مي دارند و قرآن را وسيله هدايت و بشارت براي مومناني مي دانند که (هدي و بشري للمومنين. الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزکاة و هم بالاخرة هم يوقنون. – قرآن – وسيله هدايت و بشارت براي مومنان است. کساني که نماز را بر پا مي دارند و زکات را ادا مي کنند و به آخرت يقين دارند.)

 خداي متعال در سوره مومنون / آيه 1 و 2 مي فرمايد:

 "قد افلح المومنون. الذين هم في صلاتهم خاشعون."

 مومنان رستگار شدند. آنها که در نمازشان خشوع دارند.

 در اين آيات رستگاري را براي مومنان مي داند، کساني که نه تنها ايمان در قلوبشان وارد شده بلکه به صفات حسنه اي نيز متصفند. اولين آنها خشوع در نماز است. قرآن با بيان اين ويژگي، اين نکته را يادآوري مي کند که نماز الفاظ و حرکات بي روح نيست بلکه به هنگام نماز مومنان آن چنان متوجه پروردگار مي شوند که خود را ذره اي مي بينند در برابر وجود بي پايان. قرآن در واقع نماز را اولين شرط ايمان ذکر مي کند. لذا مومنان براي حفظ ارتباط خود با اين وجود بي پايان، بر نمازهايشان مواظبت مي کنند. "والذين هم علي صلواتهم يحافظون." (مومنون / 9) و آنها که بر نمازهايشان محافظت دارند.

 مومنان واقعي از نماز تنها به اداي الفاظ بسنده نمي کنند بلکه با محافظت و مراقبت بر اوقات نماز، حفظ خشوع و خضوع در نماز و درک مفاهيم نماز و اين که در پيشگاه چه کسي اقامه مي شود، نمازي با روح و روح بخش برپا مي دارد.

 نماز؛ از ويژگيهاي متقين

 "ذلک الکتاب لاريب فيه هدي للمتقين. الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون." (بقره / 2 و 3)

 اين کتاب – قرآن – بي هيچ شک راهنماي پرهيزکاران است. کساني که به جهان غيب ايمان آورند و نماز به پاي دارند و از هر چه روزيشان کرديم به فقيران انفاق کنند.

 از نشانه هاي پرهيزکاران، ايمان به غيب است و اين نخستين نقطه جدايي مومنان از غير آنهاست، ويژگي ديگر آنها، برپا داشتن نماز است. نماز که رمز ارتباط با خدا است، مومناني را که به جهان ماوراء طبيعت راه يافته اند در يک رابطه دائمي و هميشگي با آن مبدا بزرگ آفرينش نگه مي دارد، آنها تنها در برابر خدا سر تعظيم خم مي کنند، و تنها تسليم آفريننده بزرگ جهان هستي هستند، و به همين دليل ديگر خضوع در برابر بتها، و يا تسيلم شدن در برابر جباران و ستمگران، در برنامه آنها وجود نخواهد داشت.

 چنين انساني احساس مي کند از تمام مخلوقات ديگر فراتر رفته، و ارزش آن را پيدا کرده که با خدا سخن بگويد، و اين بزرگترن عامل تربيت او است.

 کسي که شبانه روز حداقل پنج بار در برابر خداوند قرار مي گيرد، و با او به راز و نياز مي پردازد، فکر او، عمل او، همه خدايي مي شود، و چنين انساني چگونه ممکن است برخلاف خواست او گام بردارد. مشروط بر اينکه راز و نيازش به درگاه حق، از جان و دل سرچشمه گيرد و با تمام قلب رو به درگاهش آورد.

 نماز از علامتهاي اولوالالباب

 "… انما يتذکر اولوالالباب. الذين يوفون بعهدالله  ولا ينقضون الميثاق. والذين يصلون ما امرالله به ان يوصل و يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب. والذين صبروا ابتغاء وجه ربهم و اقاموا الصلوة … (رعد / 19 تا 22)

 به درستي که صاحبان خرد متذکر مي شوند – کساني که به عهد خدا وفا مي کنند و پيمان نمي شکنند – و کساني که آنچه را خدا به پيوند آن امر کرده اطاعت مي کنند و از خدا مي ترسند و به سختي هنگام حساب مي انديشند و کساني که در طلب رضاي خدا راه صبر پيش مي گيرند و نماز به پا مي دارند…

 در اين آيات براي اولوالالباب (صاحبان مغز و انديشه) صفاتي را بر مي شمارد. از جمله صفات آنان - که پايان نيک و باغهاي جاويدان بهشت به آنان وعده داده شده است – برپا داشتن نماز است و با اين که در اين آيات، وفاي به عهد الهي، پيوندهاي الهي و صبر را ذکر کرده و نماز را مي توان از مصاديق آنها برشمرد ولي به طور جداگانه به آن اشاره شده و اين به علت نقش فوق العاده اي است که نماز در طهارت روح و روان انسانها دارد و اهميت فوق العاده اي را که خداوند براي آن قائل است مي رساند.

 نماز از نشانه هاي محسنين

 … هدي و رحمة للمحسنين. الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزکوة و هم بالاخرة هم يوقنون." (لقمان / 3 و4)

 …(قرآن) مايه هدايت و رحمت براي نيکوکاران است. کساني که نماز بر پا مي دارند و زکات را ادا مي کنند و به آخرت يقين دارند.

 در اين آيه خداي متعال، قرآن که هيچ سخن باطلي در آن راه نداشته و محتواي مستحکمي دارد را مايه هدايت و رحمت نيکوکاران مي داند و سپس نشانه هاي آنها را بيان مي کند که اولين آنها برقراري پيوند محکم با خدا (اقامه نماز) است.

  نماز، ويژگي مصلحان

"والذين يمسکون بالکتاب و اقامواالصلوة انا لا نضيع اجرالمصلحين." (اعراف / 170)

 و کساني که به کتاب (خدا) تمسک جويند و نماز را بر پا دارند، پاداش بزرگي خواهند داشت زيرا ما پاداش مصلحان را ضايع نخواهيم کرد.

 اجر و پاداش براي کساني است که کمترين مخالفتي با کتاب خدا انجام نداده بلکه دستورات آن را مو به مو انجام داده و براي  تحقق مفاهيم آن از جان و دل مي کوشند؛ که از جمله آنها امر به نماز است. آنها با نماز، ياد خدا و خضوع در برابر او – که جان همه دستورات ديني است – را حفظ کرده و با استحکام پيوند با خدا، در هر کار و برنامه اي او را حاضر و ناظر بر اعمال خود مي بينند و بنابراين با دستورات حق تعالي مخالفت نمي کنند. اينکه مي بينم از ميان فرمانهاي خدا خصوصاً روي نماز تکيه شده است به خاطر آن است که نماز واقعي پيوند انسان را با خدا چنان محکم مي کند که در برابر هر کار و هر برنامه او را حاضر و ناظر مي بيند و مراقب اعمال خويش مي باشد.

  مولفه اي از مخبتين

 "… و بشرالمخبتين. الذين اذا ذکرالله وجلت قلوبهم  والصابرين علي ما اصابهم  والمقيمي الصلوة و مما رزقناهم ينفقون." (حج / 34 و 35)

 و بشارت ده متواضعان را. کساني که وقتي نام خدا برده مي شود دلهايشان مملو از خوف پروردگار مي شود و در برابر مصائب شکيبا هستند و نماز را بر پا مي دارند و از آنچه روزيشان داده ايم انفاق مي کنند.

 

فروتنان، نه تنها هنگام ياد خدا درونشان از خوف خداوند سرشار مي شود و بر مصائب صبورند بلکه آثار تواضع دراعمال آنها نيز ظاهر مي شود و در برابر يکتاي بي همتا به سجده مي افتند و پيشاني بر خاک مي سايند.

 

 

نشانه اي از دانشمندان

 

"…انما يخشي الله من عباده العلماء انّ الله عزيز غفور. ان الذين يتلون کتاب الله و اقاموا الصلوة…" (فاطر / 28 و 29)

 

از ميان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مي ترسند، خداوند عزيز و غفور است. کساني که کتاب الهي را تلاوت مي کنند و نماز را برپا مي دارند.

 

از ميان بندگان، دانشمندانند که به مقام عالي خشيت يعني ترس از مسئوليت توام با درک عظمت مقام پروردگار نائل مي گردند، اين حال "خشيت" مولود سير در آيات آفاقي و انفسي و آگاهي از علم و قدرت پروردگار، و هدف آفرينش است.

 

"راغب" در "مفردات" مي گويد: خشيت به معني ترسي است آميخته ي با تعظيم، و غالباً در مواردي به کار مي رود که از علم و آگاهي به چيزي، سرچشمه مي گيرد و لذا در قرآن مجيد اين مقام مخصوص عالمان شمرده شده است.

 

در قرآن کريم يکي از ويژگي هاي دانشمندان، تلاوت کتاب خدا و اقامه نماز مطرح شده است.

 

قابل ذکر است که منظور از تلاوت قرآن، قرائت سرسري و نيز منظور از اقامه نماز، خواندن صرف نيست.

 و اما نشانه اي از ياران خدا

  ولينصرن الله من ينصره ان الله لقوي عزيز. الذين ان مکناهم في الارض اقامواالصلوة …"(حج / 40-41)

 و خداوند کساني را که او را ياري کنند، ياري مي کند. خداوند قوي و شکست ناپذير است. (ياران خدا) کساني هستند که هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را بر پا مي دارند.

 

در اين آيات به ياوران خدا وعده ياري داده مي شود و سپس ويژگي آنها را بر مي شمرد. اولين ويژگي آنها اين است که بعد از اين که در زمين به قدرت برسند نماز را بر پا مي دارند. آنها پس از پيروزي، آن را از خود نمي دانند بلکه لطفي از جانب خدا مي دانند و برعکس شاهان و ستمگران از باده پيروزي سرمست و مغرور نمي شوند، بلکه با برپايي نماز، ارتباطشان را با خدا محکمتر کرده و تشکر او را به جا مي آورند.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 8:30  توسط پاکروان  | 

نماز از جمله عباداتي است كه علاوه بر اين كه در قرآن در آيات زيادي بر آن تأكيد شده، همراه با عبادات و دستورات ديني مختلفي نيز آمده است. كه در اين مطلب به آن اشاره مي كنيم.

  نماز و انفاق

در سوره بقره از جمله صفات پرهيزكاران را اقامه نماز و انفاق بر مي شمارد... و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون"(1)... و نماز به پاي دارند و از هر چه روزي شان كرديم ( به فقيران) انفاق كنند."

 نماز و زكات

در آيات زيادي از قرآن، نماز همراه با زكات مطرح شده است. زيرا نماز رابطه با خالق را محكم مي كند و زكات به استحكام رابطه هاي بين خلق كمك مي كند: " واقيمواالصلوة و اتواالزكوة..."(2) و نماز به پا داريد و زكات بدهيد... ."

 نماز و روزه

" واستعينوا بالصبر و الصلوة..."(3) و از صبر و نماز ياري جوييد... .

 در تفاسير و روايات مختلف، مراد از صبر را در اين آيه، روزه دانسته اند.(4)

 

نماز و حج

" واذ جعلناالبيت مثابة للناس و امناً واتخذوا من مقام ابراهيم مصلي ..."(5) ( و به خاطر بياوريد) هنگامي را كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان براي مردم قرار داديم ( و براي تجديد همين خاطره) از مقام ابراهيم نمازگاهي براي خود انتخاب كنيد... ."

  نماز و عدالت

" قل امر ربي بالقسط و اقيموا وجوهكم عند كل مسجد..." (6) بگو پروردگارم به عدالت فرمان داده است، و توجه خويش را در هر مسجد به سوي او كنيد..." خداوند به پيامبر فرمان داده است كه هر چيز را در مورد صحيح خود به كار برده و به جاي خود بنهيد و فقط به سوي او و براي او و خالصانه عبادت كنيد.

 نماز و جهاد

در آيه40 سوره حج، يكي از فلسفه هاي جهاد را جلوگيري از تخريب نمازخانه ها و عبادتگاهها بيان مي كند. " الذين اخرجوا من ديارهم بغير حق الا ان يقولوا ربناالله و لولا دفع الله بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم الله كثيراً..." همانا كه به ناحق از خانه خود بدون هيچ دليلي اخراج شدند جز اين كه مي گفتند پروردگار ما الله است و اگر خداوند بعضي از آنها را به وسيله بعضي ديگر دفع نكند، ديرها، صومعه ها و معابد يهود و نصارا و مساجدي را كه نام خدا در آن بسيار برده مي شود، ويران مي گردد... ." به اين ترتيب حتي به قيمت خون دادن، بايد از مكان نماز و عبادات حفاظت و حراست كرد.

 نماز و امر به معروف و نهي از منكر

لقمان ضمن بيان سفارشاتي به پسرش، به او توصيه مي كند كه : " يا بني اقم الصلوة و امر بالمعروف و انه عن المنكر..."(7) اي فرزند عزيزم نماز را به پا دار و امر به معروف و نهي از منكر كن..."

 با برپايي نماز كه انسان را از زشتي ها و منكرات باز مي دارد، روح و جان خود را از همه آلودگي ها پاك و به صفات پسنديده آراسته كنيد و آنگاه مردم را به خوبي ها امر و از بدي ها و منكرات نهي نماييد.

 نماز و تلاوت قرآن

" ان الذين يتلون كتاب الله و اقامواالصلوة..."(8)؛ آنها كه كتاب خدا را تلاوت كرده و نماز به پا مي دارند...

 نماز و مشورت

"والذين استجابوا لربهم و اقامواالصلوة و امرهم شوري بينهم..."(9) و آنان كه امر خدا را اجابت كردند و نماز را به پا داشتند و كارشان را به مشورت يكديگر انجام دهند... . مؤمنان به وسيله نماز ارتباط خود را با خدا محكم تر كرده و با مشورت با يكديگر، موجبات دلگرمي ديگران را فراهم آورده و وحدت بيشتري را در جامعه اسلام سبب مي شوند.

 نماز و اعطاي وام

"... و اقيمواالصلوة و اتواالزكوة و اقرضواالله قرضاً حسناً..."(10)؛ ... و نماز به پا داريد و زكات بدهيد و به خدا قرض نيكو دهيد و براي خدا به محتاجان قرض الحسنه دهيد... . هرگاه انسان نماز را با نيت خالص و با حفظ تمام اركان آن و با مداومت اقامه كرد آنگاه همه چيز را از خدا و به سوي او مي داند و لذا مي تواند زكات مال خود را بپردازد و چون به مالكيت روز جزاي خداوند معتقد است و پاداش آن روز را باور دارد، مال خود را انفاق مي كند و به نيازمندان قرض الحسنه مي دهد. حال چون از همه بدي ها پيراسته شده، در جهت آراسته شدن جامعه به صفات انساني، تلاش و كوشش مي كند و حتي از بذل جان خود نيز دريغ نمي ورزد. نيز هرگاه از او در امري نظر بخواهند، بدون سوء نيت، تمام اطلاعات و دانسته هاي خود را بدون كم و كاست در اختيار آنها قرار مي دهد و به اين ترتيب در برقراري عدالت در تمام شئونات آن كمك مي كند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 8:27  توسط پاکروان  | 

پيروان اين آئين همانند ساير شرايع الهى براى صحت و درستى نماز شرايطى را درنظر گرفته كه بدون آن نماز صحيح نمىباشد. آن شرايط عبارتند از: 1 ـ پاك بودن تن از هرگونه كثافت و نجاست. 2 ـ پاك بودن لباس از هرگونه پليدى. 3 ـ پوشيدن پيراهن سفيد و طنابى كه از پشم بافته شده و آن را با ترتيبى خاص به كمر مىبندند.

كيفيت نماز در كيشمانى

مانى را مورخين ايرانى و اهل بابل مىدانند او در نوروز سال 242 جوانى بيست و شش ساله بود كه خود را پيامبر قلمداد نمود و دين خود را در دربار شاپور اوّل، پادشاه ساسانى عرضه داشت ولى او مانى را آزاد گذاشت كه تبليغات آئين خود را به انجام رساند. او اولين كتاب خود را بنام «شاپورگان» نوشت و ادعا نمود كه پيامبرى كه حضرت عيسى وعده داد من هستم و آخرين فرستاده الهى مىباشم(1).

او تعاليمىرا بهپيروان خويش عرضهنمود كه يكى از احكام و فرامين او نماز چهارگانه است چهار نماز واجب در كيشمانى به اين ترتيب است كه:

اوّل بايد با آب روان يا راكد صورت و دستها و پاهاى خود را مسح نمود سپس روى به آفتاب ايستاد و بعد به سجده رفت و در حال سجده بايد گفت: مبارك است راهنماى پيامبر. مبارك است فرشتگان نگهبان او. مسبّحان لشكريان پرتو افشان او. سپس بلند شود و بايستد و دوباره به سجده رود و بگويد به پاكى ياد شده تو اى مانى پر تو افشان و راهنماى ما كه ريشه روشنايى و نهال زيستى و شجره بزرگ هستى كه تمامش بهبودى بخش است و نيز بلند مىشود و به سجده سوّم مىرود و اذكارى ديگر به زبان مىآورد و بعد از آن سر از سجده سوم برداشته و بلند مىشود و به سجده چهارم مىرود و ذكرهايى شبيه همان ذكرهاى قبلى را بر زبان جارى مىسازد و همينطور تا دوازده سجده بجاى مىآورد. پس از فراغت از اين نمازهاى دهگانه نماز ديگر را شروع مىكند(1). و اوقات نمازهاى چهارگانه عبارتند از: 1 ـ وقت نماز اوّل در هنگام زوال خورشيد است. 2 ـ وقت نماز دوّم ميان زوال ظهر و غروب آفتاب است. 3 ـ وقت نماز سوم از غروب آفتاب است تا سه ساعت از شب گذشته. 4 ـ وقت نماز چهارم سه ساعت از شب گذشته تا نيمه شب. و در تمام اين نمازها و سجدهها بايد همان كارى را انجام دهد كه در نماز اوّل به نام نماز بشير است بجا مىآورد(2).

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 8:25  توسط پاکروان  | 

تمام كوشش و تلاش ما در اين بخش از بحث بر اين است كه فضيلت نماز را در دين اسلام تبيين نموده و اهميت و جايگاه آن را روشن سازيم، به اين معنى كه اگر خواسته باشيم تعاليم و دستورات الهى را در دين از حيث درجه و مرتبه مورد ارزيابى قراردهيم نماز در چه مرتبهاى از مراتب قراردارد و جايگاه آن در چه حدّى است؟ آيا مىتوان آن را در عرض ساير تعاليم دينى قرارداد يا خير نماز از جايگاه ويژهاى در دين برخوردار مىباشد؟ عناوينى كه در اين فصل مورد بحث قرار خواهند گرفت در راستاى همين هدف انتخاب شدهاند. انشاء الله كه بتوانيم در تعقيب اين هدف خوانندگان محترم را مددى رسانده باشيم.

1 ـ ارزش و جايگاه نماز

نماز در مكتب انسان ساز اسلام از جايگاه ويژهاى برخوردار بوده و هيچ عملى از اعمال دينى و افعال عبادى با آن قابل مقايسه نمىباشد و اگر خواسته باشيم تعاليم و دستورات دين را درجه بندى نموده و مراتبشان را مشخص نمائيم نماز در بالاترين درجه و مرتبه تعاليم دينى قراردارد. و از چنان ارزشى برخوردار است كه ساير ارزشهاى دينى در عرض آن قرار نمىگيرند. اگر درك و معرفت به ارزش نماز براى كسى حاصل گردد هرگز در آن كوتاهى نكرده و يا آن را ترك نخواهد نمود. در روايتى از امام صادق(عليه السلام)چنين آمده است كه: «هر گاه كسى به نماز ايستد رحمت الهى از آسمان بر او نازل مىشود و فرشتگان اطراف او را احاطه مىكنند و فرشتهاى گويد: اگر اين نماز گزار ارزش نماز را مىدانست هيچ گاه از نماز منصرف نمىشد»(1). و يا على(عليه السلام) در حديثى مىفرمايند: اوصيكم بالصلاةِ التى هى عمود الدين وقوام الاسلام فلا تغفلوا عنها.

«شما را سفارش مىكنم به نمازى كه ستون دين و قوام اسلام است پس از نماز غافل نشويد»(2).

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ اصول كافى، ج3 ص265.

2 ـ مستدرك الوسائل، ج1 ص172.

خداوند در شب معراج به نبى مكرّم اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) حقايق بسيارى را نمايان و متجلى ساخت كه يكى از آن حقايق كه بر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) آشكار گرديد نماز بوده است كه بصورت محملى از نور كه چهل نوع از انواع نور در آن بود و اطراف عرش خدا را احاطه كرده بود ظاهر گرديد. و به همين جهت آن سفير الهى فرمودهاند الصلاة نورٌ. «نماز نور و روشنايى است»(1). پس كسى كه با نماز مأنوس است در قلمرو نور و روشنايى قراردارد و آنكه با نماز فاصله دارد از نور و روشنايى دور افتاده و خود را در محيط تاريكى و ظلمت انداخته است. بنابر اين مىتوان نتيجه گرفت كه مفهوم كلام نبى(صلى الله عليه وآله وسلم) اين است كه تاركين نماز در تاريكىاند و چونبه ارزش نماز در زندگى خود ارجى ننهادهاند نزد مسلمين فاقد اعتبار و ارزش اجتماعى بوده و ايشان را در زندگى دنيا و آخرت سعادتى نيست. ارزش و شخصيت آدمى به ميزان اهميت دادن او به ارزشهاى دينى است و مؤمن واقعى از بىتوجهى و بىمبالاتى نسبت به تعاليم دينى و ارزشهاى الهى مبرّاست. پس نماز را در دين جايگاهى بس بلند است به منزله سر در بدن و روح در كالبد جسم، همانگونه كه بدن بىسر و جسم بىروح را ارزشى نيست دين بىنماز را خيرى نخواهد بود.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ ميزان الحكمه، ج10 ص234.

2 ـ اهميت نماز در ايجاد ارتباط خدا و خلق

فريضه نماز امرى نيست كه فقط بنده را به خالق و پروردگارش نزديك سازد و حلقه اتصال بين عبد و معبود را شدّت بخشد و عشق به خدا را در قلب و باطن او زنده سازد بلكه اين يكى از آثار و نتايج مطلوبى است كه در زندگى نمازگزار ظاهر مىشود. اثر ديگرى كه نماز در حيات مسلمين ايجاد مىكند اين است كه در عين قرب الهى او را با جامعه انسانى پيوند داده و نسبت به ساير انسانها بلكه تمام همنوعانش ولو غير مسلمان يك فرد مسئول بار مىآورد. و اين است روح نماز و تعبد به خدا كه هرگز نمىگذارد فرد در مقابل خلق خدا بىتفاوت باقى بماند. و احساس مسئوليت اجتماعى نداشته باشد.

پس در نماز دو اثر عمده نهفته است يكى اثر فردى كه موجب نزديكى او با خدايش مىگردد و ديگر اثر اجتماعى است كه او را در جامعه فرد مسئول بار مىآورد. يعنى نمىشود كسى اهل نماز و عبادت باشد و در عين حال نسبت به جامعه بشرى و همنوعان خويش هيچ وظيفهاى را احساس نكند.

فلذا به همين خاطر مىبينيم كه در آيات متعدد قرآن زكات در كنار صلاه (نماز) آمده است و اين بدان معناست كه اهل نماز اهل صدقات و زكات نيز هستند يعنى اهل نماز به فكر اجتماع خويش بوده و تلاش دارند كه با دادن زكات و اعطاى صدقات، جامعه را از فقر بيرون آورند.

واقيموا الصلاة وآتوا الزّكاة وماتقدّموا لانفسكم من خير تجدوه عند الله.

«و نماز را به پا داريد و زكات را ادا كنيد. هر كار خيرى براى خود از پيش فرستيد آن را نزد خدا خواهيد يافت»(1).

و در آيه ديگر مىفرمايد: الذين يؤمنون بالغيب ويقيمون الصلاة وممّا رزقناهم ينفقون.

«(تقوا پيشگان) كسانى هستند كه ايمان به غيب دارند و نماز را بپا مىدارند و از آنچه روزيشان كرديم انفاق مىكنند»(2).

و در آيهاى بسيار زيبا چنين مىفرمايند: الذين اِنْ مكنّاهم فى الارض اقاموا الصلاة وآتوا الزّكاة وامروا بالمعروف ونهوا عن المنكر.

«ياران خدا كسانى هستند كه اگر در زمين به آنها قدرت بخشيديم نماز را به پا مىدارند و زكات مىدهند و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند»(3).

و از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) منقول است كه فرمودند: لاتتمّ صلاةٌ إلاّ بزكاة. «نماز كامل نمىشود مگر با پرداختن زكات»(4).

يعنى انسانهاى نمازگزار هميشه به فكر سعادت و تعالى جامعه خويشند و نمىتوانند نسبت به آينده مردم جامعه خود بىتفاوت باشند. اگر مشاهده كنند كه فقيرند به آنها زكات پرداخت مىكنند و اگر ببينند كه از سعادت و كمال خويش منحرف شدند آنان را امر به نيكى كرده و از اعمال

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه بقره، آيه 110.

2 ـ سوره مباركه بقره، آيه 3.

3 ـ سوره مباركه حج، آيه 41.

4 ـ بحار الانوار، ج96 ص29.

زشت باز مىدارند و در همه حال و همه جا به نيكبختى و سعادت اجتماعى انسانها مىانديشند و معتقدند كه سعادت بشر در پرتو خوبىها و اعتقاد به خدا و عمل به تعاليم دين نهفته است. و بقول اقبال لاهورى اهل نماز معتقد است كه زندگى و حيات حميده در خيمه ايمان لميده است آنكه اين نديده گلى از باغ آن نچيده است. لا اله باشد صدف گوهر نماز***قلب مسلم راجح اصغر نماز در كف مسلم مثال خنجر است***قاتل فحشا و بغى و منكر است هر كه پيمان با هوالموجود بست***گردنش از بند هر معبود رست بنابر اين وصلت به معشوق و رستن از غير معبود و تلاش در راه وصول به سعادت براى مخلوق دو اثر اصلى و عمده در نماز است كه نمازگزار واقعى به آن واصل مىگردد.

3 ـ نماز اولين فريضه الهى

قبلاً به اين نكته اشاره شد كه نماز مهمترين امر الهى است امّا جالب است كه بدانيم نماز نه تنها مهمترين و مؤثرترين امر و دستور الهى است بلكه اولين حكمى است كه از طرف خداوند بر بندگان واجب شده است. چنانچه در روايتى از پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) چنين آمده است كه:

اوّل ما افترض الله على امّتى الصلواتُ الخمس.

«اولين چيزى كه خداوند بر امّت من واجب كرد نمازهاى پنجگانه است»(1).

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ كنز العمال، ج7 حديث 1885.

و نيز در حديثى ديگر فرمودهاند: انّ اوّل مافرض الله على عباده الصلاة وآخرُ مايبقى عند الموت الصلاة.

«همانا اولين فريضهاى كه از طرف خداوند بر بندگانش واجب شد نماز بود و آخرين فريضهاى كه تا دم مرگ از او ساقط نمىگردد و وجوبش همچنان باقى است نماز است»(1).

شايد به خاطر اهميت زياد و نتايج مفيدى كه در اين فريضه الهى وجودداشته موجب شده است كه جزء اولين دستور و امر الهى قرار گيرد و اگر سئوال شود كه آيا اين نكته در همه اديان و مذاهب الهى كليت دارد و يا اينكه فقط اولين حكم الهى در دين اسلام بوده است. پاسخ اين است كه اين امر اختصاص به دين اسلام ندارد بلكه دستور به اقامه نماز و برپايى آن، اولين امر الهى تشريعى در زمان وضع شريعت بوده است و اين نكتهاى است كه از قرآن در فرمان به حضرت موسى فهميده مىشود. در ابتداى پيامبرى حضرت موسى خداوند خطاب به او فرمود: إننى انا الله لا اله الا انا فاعبدنى واقم الصلاة لذكرى.

«من الله هستم معبودى جز من نيست مرا پرستش كن و نماز را براى ياد من برپا دار»(2).

بنابر اين نماز نه تنها مهمترين ركن دين است بلكه اولين دستور و حكم الهى در دين نيز مىباشد.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ لئالى الاخبار، ج4 ص8.

2 ـ كنز العمال، ج7 ح18899.

4 ـ نماز اولين عمل خيرى كه نزد خدا بالا مىرود

اعمال خير و افعال پسنديده در دين بسيارند و هر يك از اعمال نيك آثار خاص خود را دارند و بُرد هر كدام از واجبات الهى به مقدار اهميتى است كه در دين براى آنها تعيين و مشخص گرديده است. از آن جهت كه نماز از اهميت ويژه و خاصى برخوردار است بُرد او نسبت به ساير عبادات هم بيشتر است. از پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده كه فرمودند: اوّل مايُرفَعُ مِنْ اعمالهم الصلوات الخمس. «اولين عملى كه از انسانها بالا برده مىشود نمازهاى پنجگانه است»(1). پس مىتوان گفت از آن جهت كه نماز اولين عمل خيرى است كه نزد خدا بالا مىرود مهمترين عمل خير هم مىتواند باشد و شايد بخاطر اهميت والاى آن و جايگاه رفيعى كه در دين دارد اين همه به آن اهتمام شده و شارع مسلمانان را به آن توجه داده است. چنانچه رسول بزرگوار اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودهاند: «همه دستورات اسلام را از كوچك و بزرگ آشكار كن ولى بيشترينهمت تو درباره نماز باشد»(2).

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ كنز العمّال، ج7 ص18899.

2 ـ بحار الانوار، ج77 ص129.

5 ـ نماز اولين پرسش در قبر

در اخبار و روايات بسيارى وارد شده است كه اولين پرسش و سئوالى كه خداوند در قيامت از بندگانش مىنمايد نماز است و در واقع نماز همان عددى است كه همه اعداد در كنار او قابل شمارش مىباشند و اگر آن عدد نباشد ساير اعداد به حساب نمىآيند.

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند: حافظوا على الصلوات الخمس فانّ الله ـ عزّ وجلّ ـ إذا كان يوم القيامة يدعوا العبد فاوّل شىء يُسأل عنه الصلاة فان جاء بها قامةً والاّ رُخّ به فى النّار.

«نمازهاى پنجگانه را محافظت كنيد زيرا روز قيامت كه مىشود خداوند بندهاش را فرا مىخواند و نخستين چيزى كه از او مىپرسد نماز است اگر آن را بطور كامل انجام داده باشد (به بهشت مىرود) و گر نه در آتش افكنده مىشود»(1).

و نيز فرمودند: «اوّل چيزى از عمل بنده كه در روز قيامت در آن نظر شود نماز است اگر به كمال و تمام آراسته باشد قبول واقع گردد و عملهاى ديگر به تبع آن هم مقبول گردد و اگر ناقص بود مردود شود و ديگر اعمال در رد شدن به آن ملحق شوند»(2).

و از امام صادق(عليه السلام) رسيده است كه فرمودهاند: «وقتى بنده فرداى قيامت در مقابل خداى عز وجل قرار گرفت اولين چيزى كه از او سئوال مىكنند نمازهاى واجب، زكات واجب، روزه واجب، حج واجب و ولايت ما اهل بيت است»(1).

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بحار الانوار، ج82 ص201.

2 ـ احياء العلوم، ج1 ص332.

نقل است كه مردى نزد پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) رسيد و عرضه داشت اى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) دعا كن كه خدا مرا به بهشت داخل كند پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمودند: مرا با زيادى سجده كردن همراهى كن»(2). يعنى مهمترين عاملى كه موجب رفتن به بهشت مىشود نماز است. و نيز از خاتم رسولان(صلى الله عليه وآله وسلم)نقل شده كه: «همانا ستون دين نماز است و آن اوّل چيزى است كه به آن از عمل فرزند آدم رسيدگى مىشود. اگر صحيح باشد به ساير اعمال رسيدگى مىشود و اگر صحيح نباشد به ساير اعمال او توجهى نمىشود»(3).

6 ـ برترى نماز بر ساير اعمال آدمى

از مطالب مذكور مىتوان چنين نتيجه گرفت كه نماز در ميان اعمال خير ديگر جزء برترين آنهاست. وقتى به كتب روائى مراجعه شود و روايات باب نماز را مشاهده كنيم مىبينيم كه از نماز بعنوان پايه و ستون دين(4)، نشانه ايمان(5)، نور مؤمن(6)، پرچم اسلام(7) و تعابيرى از اين قبيل

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ وسائل الشيعه، ج3 ص90.

2 ـ وسائل الشيعه، ج3 ص30.

3 ـ وسائل الشيعه، ج3 ص23.

4 ـ ميزان الحكمه، ج5 ص370.

5 ـ شهاب الاخبار، ص59.

6 ـ شهاب الاخبار، ص50.

7 ـ كنز العمال، ج7 ص279.

ياد شده است كه همه اين تعبيرها نمايانگر برترى نماز بر ساير اعمال عبادى است. از پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) حديث شده است كه فرمودند: الصلاة خيرٌ موضوع فَمَنْ شاءَ استقلّ ومَنْ شاءَ استكثر.

«نماز بهترين چيزى است كه مقرر شده پس هر كه خواهد كم بخواند و هر كه خواهد زياد كند»(1).

و نماز نه تنها بهترين اعمال در دنيا بلكه بهترين اعمال در قيامت نيز مىباشد يعنى برترى و امتياز نماز بر ساير اعمال نيك و پسنديده محدود و منحصر به دنيا نيست بلكه اين برترى براى نماز در آخرت نيز محفوظ مىباشد. در همين زمينه امام صادق(عليه السلام) مىفرمايند: اِنَّ افضل الاعمال عند الله يوم القيامة الصلاة. «همانا بهترين عمل در روز قيامت نزد خداوند نماز است»(2).

و نيز نماز محبوبترين عمل نزد بارى تعالى است. چنانچه على(عليه السلام)فرمودند: احبّ الاعمال الى الله الصلاة. «محبوبترين اعمال نزد خداوند نماز است»(3).

روايتى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده كه حاوى نكات دقيق و ظريفى است در اين روايت كه از مضامين بلندى برخوردار است از حضرتش سئوال شد كه يا رسول الله چه عملى نزد خدا با فضيلتتر است؟

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ جامع احاديث الشيعه، ص4 ـ 6.

2 ـ مستدرك الوسائل، ج3 ص7.

3 ـ بحار الانوار، ج82 ص233.

پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند: نماز به وقت آن. و در ادامه كلامش فرمودند: هركس بر نماز محافظت نمايد در قيامت همراه وى نورى است و هر كس كه نماز را ضايع نمايد با فرعون و فرعونيان محشور گردد. و اگر عملى نزد خداوند بر تر و بالاتر از نماز بود خداوند فرشتگان خود را به انجام آن امر مىكرد در حاليكه همه فرشتگان در حال نمازند برخى در حال قيامند و برخى در حال قعود، برخى در ركوعند و بعضى در سجود»(1). بنابر اين بهترين عمل كه نزد خداوند تجلى يافته نماز است. حتى حج با آن همه اعمال و مناسكى كه دارد و آن همه آثار اجتماعى كه بر او مترتب است به اهميت نماز نمىرسد و در روايات نماز برتر از حج شمرده شده است. امام صادق(عليه السلام) فرمودهاند: اَمّا انّه ليس شىءٌ افضل من الحج الا الصلاة. «بدرستى كه هيچ عملى بالاتر از حج نيست مگر نماز»(2). نتيجه اينكه نماز بهترين وسيله نزديكى بنده به خدا بوده و با اين همه تأكيداتى كه براى نماز شده است بدون ترديد مىتوان گفت كه همه اعمال خير آدمى تابع نماز اويند سعى كنيم كه بخوبى از اين بهترين عمل حراست و پاسدارى نمائيم.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ احياء العلوم، ج1 ص330.

2 ـ وسائل الشيعه، ج3 ص26.

7 ـ نماز آخرين وصيت انبياء و اولياء الهى

توجه به اين نكته بسيار جالب است كه بدانيم آخرين توصيه و كلامى كه از پيامبران و سفراى الهى و اولياى دين به ما رسيده است نماز است. بسيار روشن است كه انسان در آخرين لحظات حياتش كه مىخواهد به دنياى ابدى و جاودانى سفر كند هر سخنى را به زبان نمىآورد و سعى دارد كه مهمترين مطلب را در اواخر عمر از خود به يادگار بگذارد. وقتى به وصاياى انبياء الهى و اولياى دين رجوع مىكنيم مىبينيم كه هميشه پيروان خود را به نماز توجه مىدادند و همه انبياى الهى آن را بعنوان آخرين وصيت خويش قراردادهاند. چنانچه در روايتى از امام صادق(عليه السلام) به اين نكته اشاره شده كه فرمودند: اَحَبُّ الاعمال الى الله ـ عزّ وجلّ ـ الصلاة وهى آخِرُ وصايا الانبياء.

«نماز بهترين كارها نزد خداوند و آخرين وصيتهاى پيامبران الهى است»(1).

آخرين فرستاده خداوند يعنى پيامبر بزرگوار اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) به تبعيت از ساير رسولان الهى امت خويش را به همين نكته توجه دادند و بسيار بر اين امر تأكيد داشتند. امام صادق(عليه السلام) مىفرمايد:

عليك بالصلاة فاِنّ آخر ما اوصى به رسول الله وحَثّ عليه الصلاةُ. «بر تو باد به نماز زير آخرين چيزى كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) به آن سفارش نموده و بر آن تأكيد داشت نماز بود»(2).

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ ميزان الحكمه، ج5 ص397.

2 ـ بحار الانوار، ج84 ص236.

و نه تنها تأكيد بر اقامه نماز از سفارشات اكيد پيامبران الهى بود بلكه همه اولياى الهى و جانشينان پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) به مواظب از اين دستور الهى سفارش مىكردند. على(عليه السلام) در هنگام شهادتش بعنوان آخرين وصيت و توصيه بر فرزندان و پيروان خويش فرمودند: الصلاةَ الصلاةَ الصلاةَ. يعنى شما را سفارش مىكنم به نماز، نماز، نماز»(1). و اين چنين بود وصيت ساير اولياى الهى و خلفاى بحق مقام نبوى.

8 ـ نماز يعنى تمام دين

همه دين در نماز خلاصه شده است و در حقيقت نماز تجلى واقعى دين است و به همين جهت گفته شد كه هر كس اهل نماز نباشد اهل ديندارى نيست و ديندار كسى است كه قائم به نماز باشد. و شايدبه همين خاطر بود كه پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) ملاك و معيار بين ايمان و كفر را در نماز دانستهاند. و فرمودند كسى كه نماز را ترك كند دين خود را ويران و نابود ساخت. الصلاة عماد الدين فمن تركها فقد هدم الدّين. «نماز پايه دين است پس كسى كه نماز را ترك كند بتحقيق دين را نابود نمود»(2).

و يا اينكه فرمودند: من ترك الصلاة متعمّداً فقد كفر. «هركس نماز را عمداً ترك كرد كافر است»(3).

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ مستدرك الوسائل، ج1 ص173.

2 ـ احياء العلوم، ج1 ص331.

3 ـ همان مأخذ، ج1 ص331.

اگر دين را به منزله خيمهاى فرض كنيم كه حافظ سعادت انسان باشد و آدمى براى وصول به سعادت خويش به آن خيمه پناه برده باشد نماز پايه و ستون آن خيمه خواهد بود و اگر ستون نباشد قطعاً خيمه استوار نخواهد بود. پس تا ستون نماز نباشد خيمه دينى در كار نخواهد بود و اين بهترين تشبيهى است كه در فرمايشات رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) آمده است(1). و نماز علامت اصلى و نشانه واقعى دين است و اگر نماز نباشد هيچ وجه امتيازى براى شناخت دين حق از باطل نخواهد بود. چنانچه امير بيان على(عليه السلام)فرمودند: واقام الصلاة فانّها الملةُ. «برپا داشتن نماز نشانه اصلى دين است»(2). و همچنين در روايات مشاهده مىشود كه نماز را به چهره اصلى دين تشبيه كردهاند. و اگر هر پديدهاى با چهرهاش شناخته شده است، چهره دين با نماز شكل گرفته و آن را بايد با نماز شناخت. پس اگر كسى نمازش را ترك نمايد و يا از آن فاصله بگيرد دين مشخصى ندارد. چون دين او بدون چهره واقعى است. و اين است كلام گوهر بار رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) كه: الصلاةُ وجهُ دينكم. «نماز سيما و چهره دين شماست»(3). اين تشبيه و تعبير نه تنها از بيانات بزرگان دين بكار رفته بلكه تلقى و

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ من لايحضره الفقيه، ج1 ص639.

2 ـ نهج البلاغه، خطبه 110.

3 ـ فروع كافى، ج1 ص270.

برداشت عرفى مردم و امت پيامبران هم اين چنين بوده است. و اين نكتهاى است كه از توجه و دقت در آيات قرآن بدست مىآيد بعنوان نمونه وقتى قرآن كريم داستان و قصه شعيب پيامبر(عليه السلام) را نقل مىكند در احتجاج اين پيامبر الهى با قوم خودش چنين مىفرمايد: «و بسوى قوم مَدْيَن برادرشان شعيب را براى هدايتشان فرستاديم شعيب خطاب به قومش فرمود: اى قوم من، خدا را بپرستيد و خدايى جز او براى شما نيست و پيمانه و ترازو را كم نكنيد بدرستى كه من خير و صلاح شما را مىخواهم و از عذاب روزى كه بر شما احاطه كند مىترسم. با مردم به عدالت برخورد نمائيد و اشياى مردم را كم ارزش نكنيد و در زمين به فساد مشغول نشويد. مردم در پاسخ به نصايح حضرت شعيب(عليه السلام) گفتند: اى شعيب آيا نماز تو به تو دستور مىدهد كه ما از عبادت بتها دست برداريم آنچه را كه پدرانما انجاممىدادند. قالوا ياشعيب اصلاتك تامرك أننترك مايعبد آباؤنا»(1). مقصود از اينكه آيا نماز تو به تو امر مىكند اين است كه آيا دين تو به تو دستور مىدهد كه مراد از نماز همان دين است. پس نماز مساوى با دين است و دين مساوى با نماز.

9 ـ نماز و رابطه آن با حاكميت دينى

يكى از علائم و نشانههايى كه در حاكميت و حكومت دينى وجوددارد و شايد يكى از بارزترين شاخصه و امتياز حاكميت الهى بر ساير حكومتها

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه هود، آيه 87 ـ 90.

بحساب آيد اين است كه حاكمان در حكومت دينى براى برپايى و نشر تعاليم دين و از بين بردن مناهى و زشتىهاى فردى و اجتماعى كه موجب فساد جامعه مىگردد تبليغ مىكنند و آنان كه حكومت را براى خود هدف مىدانند از چنين همتى برخوردار نبوده و نيستند. آنان كه داعيه پيروى از دين خدا را دارند و خود را جانشين اولياى خدا و حكومت و حاكميت خويش را همان حاكميت الهى دانسته و خود را در اين راستا پيرو ائمّه(عليهم السلام) مىدانند همه همتشان در قلمرو تعاليم دين خداست. يعنى وجه تمايز اين نوع حكومت با حكومتهاى ديگر در اين است كه در حكومتهاى غير دينى حاكمان به مصالح و منافع فردى يا گروهى مىانديشند و همه تلاش و كوشش حاكمان در اين مسير سوق داده مىشود. امّا در حكومت دينى همه اهتمام حاكمان دين در راستاى مصالح مسلمين و تحقق و اعتلاى كلمه توحيد مىباشد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 8:24  توسط پاکروان  | 

آثار معنوی

بزرگترین اثر معنوی نماز جماعت، همان پاداش الهی است که گفته شده است.
شبی امام علی علیه‌السلام تا سحر به عبادت مشغول بود. چون صبح شده نماز صبح را به تنهایی خواند و استراحت کرد.
پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم که آن حضرت را در جماعت صبح ندید و به خانه او رفت.
حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) از شب زنده‌داری علی (علیه‌السلام) و عذر او از نیامدن به مسجد سخن گفت. پیامبر فرمود: پاداشی که بخاطر شرکت نکردن در نماز جماعت صبح، از دست علی علیه‌السلام رفت و بیش از پاداش عبادت تمام شب است.

آثار اجتماعی

نماز جماعت و مقدمه وحدت صفوف و نزدیکی دلها و تقویت کننده روح اخوت و برادری است.
نماز جماعت، بهترین، بیشترین و پاکترین اجتماعات دنیاست و نوعی بازدید و آگاهی از مشکلات و نیازهای یکدیگر و زمینه‌ساز تعاون اجتماعی بین آحاد مسلمین است.

آثار سیاسی

نماز جماعت، نشان‌دهنده قدرت مسلمین و الفت دلها و انسجام صفوف است.
تفرقه‌ها را می‌زداید و بیم در دل دشمنان می‌افکند. منافقان را مأیوس می‌سازد و خار چشم بدخواهان است.
نماز جماعت نمایش حضور در صحنه و پیوند امام و امت است.

آثار اخلاقی و تربیتی

در نماز جماعت، افراد در یک صف قرار می‌گیرند و امتیازات موهوم صنفی و نژادی و زبانی و مالی و... کنار می‌رود و صفا و صمیمیت و نوعدوستی در دلها زنده می‌شود و مؤمنان، با دیدار یکدیگر در صف عبادت و احساس دلگرمی و قدرت و امید می‌کنند.

نماز جماعت، عامل نظم و انضباط و صف بندی و وقت‌شناسی است. روحیه فردگرایی و انزوا و گوشه‌گیری را از بین می‌برد و نوعی مبارزه با غرور و خودخواهی را در بر دارد.

به خاطر اینهمه آثار است که به نماز جماعت اینقدر توصیه شده است و حتی نابینایی وقتی از حضور پیامبر اکرمصلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم اجازه خواست که به مسجد نیاید و آن حضرت فرمود: از خانه تا مسجد ریسمانی ببند و به کمک آن، خود را به نماز جماعت برسان .

از طرف دیگر، برخورد شدید نسبت به کسانی که به نماز جماعت اهمیت نمی‌دهند و نشان دیگری بر اهمیت و سازندگی آن است. در حدیث است که به چنان کسان همسر ندهید. و معرف آنان نشوید.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 8:23  توسط پاکروان  | 

 

قال الامام علىّ بن ابى طالب(عليه السلام): «الله الله فى الصّلوة فإنّها عمود دينكم»: «خدا را، خدا را درنظر گيريد در توجه به نماز، كه پايدارى دينتان به نماز باشد». گر چه هر يك از احكام و فرائض دينى به جاى خود از اهميت و ارزش خاصى برخوردار است، امّا در اين ميان بعد از معرفت الهى هيچ فريضهاى به والايى مرتبه نماز نرسد. چرا كه اين، تنها نماز است كه معراج مؤمن و عامل تقرب انسان وارسته، به خدا شناخته شده و معيار پذيرش همه واجبات قرار گرفته است. به اين جهت آخرين پيام سفيران الهى، سفارش به نماز، اين استوانه استوار دين بوده، چنانچه پرسش نخستين روز رستاخيز هم از آن خواهد بود. آرى نماز، تنها محبوبِ دلدادگان به حضرت حق و روشنى ديده و چراغ راه پويندگان كوى دوست و محفل انس خلوت نشينان وادى عرفان است. آنان كه زندگى را بىياد او نخواهند و رستگارى خويش را با شهادت در محراب نماز بينند «فزت ورب الكعبة» و با تمام وجود در راه زنده داشتن نام و ياد خداى خويش و اقامه نماز و راز و نياز با او كوشند و سرانجام خود فدايى راه نماز شوند «اشهد انّك قد اقمت الصلوة» اين همه، جايگاه ويژه و عظمت فوق العاده اين فرضيه الهى را روشن مىسازد و همگان را به تعظيم اين عالىترين نمونه شعائر الهى وادار مىكند، كه هم خود، اهل نماز و راز و نياز باشند و هم در جهت اشاعه فرهنگ نورانى نماز در جامعه تلاشى پيگير نمايند، (الذين إن مكنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة)، تا به وظيفه دينى خود عمل نموده باشند و همواره مشمول رحمت بىپايان الهى قرار گيرند. و در اين راستا فضلاى اهل قلم حوزه، رسالتى بس عظيم دارند كه با تأليف و انتشار آثار ارزشمند دينى، فرهنگ نماز و انس با خداوند متعال را در جامعه دينى ترويج دهند و رايحه دلپذير معنويت را به فضاى جان همگان بويژه نسل جوان برسانند. چنانچه تاكنون آثار فراوانى را در اين رابطه منتشر نمودهاند كه از آن جمله است اثر گرانقدر فاضل گرامى جناب حجة الاسلام والمسلمين آقاى مصطفى خليلى، تحت عنوان «نقش نماز، در شخصيت جوانان». و ما خادمان فرهنگى آستانه مقدّسه مفتخريم كه در آغازين روزهاى سالى كه به نام اوّلين شهيد محراب، «حضرت امام على بن ابى طالب(عليه السلام)» نامگذارى شده، با عنايات كريمه اهلبيت حضرت فاطمه معصومه(عليها السلام) و مساعدتهاى توليت معظم حضرت آية الله مسعودى و معاون امور ادارى، مالى ايشان جناب آقاى فقيه ميرزايى موفق به چاپ و نشر اين اثر گرانمايه شديم; باشد كه گامى در جهت ترويج فرهنگ دينى برداشته و از اقامه كنندگان نماز باشيم.

مقدّمه

حمد و سپاس خدايى را سزاست كه شكر شاكرين و حمد حامدين و ذكر ذاكرين و سعى خالصين متوجه درگاه اوست. ستايش بيكران مرا و راست كه در خلق خويش هيچ كاستى نگذاشت بل همه مخلوقات حتى پست ترين شان را به راستى بگذاشت. تسبيح لايتناهى بر آستان او كه آدمى را در مسير سعادت بر همه موجودات، ولايت و تاج خلافت در سياره زمين بر او كرامت و خلعت «لقد كرّمنا» بر اندامش عنايت و بعد از تكوين، مصداق «فتبارك» بر قامتش مقالت فرمود.

حمد و آفرين بر ذات جهان آفرين كه هستى را آميخته با حكمت و تعاليم را براى بشر همراه با مصلحت و براى وصول به سربلندى و عزّت توأم ساخته است.

و درود بى پايان بر ختم پيامبران و فص رسولان و اهل بيت و پاكان كه شريعت به دست ايشان پايان و حجت خدا به عصمت آنان تمام گرديد.

درود بى منّت و سلام با عزت بر سالكان راه طريقت و شاهدان كوى حقيقت كه سر در راه حفظ شريعت در كف اخلاص نهاده و نزد دوست تحفه بردند.

با حمد بى انتهى بر ذات ربوبى و درود بى منتهى بر شأن مصطفوى، مُصحف بى مقدار نماز را محمّد ساخته تا شايد از اين فريضه الهى كه بزرگترين و مهمترين فريضه در تمامى اديان الهى تشريع شده، نفوس مستعده بهره گيرند.

بر همه جوانان معزّز و مكرّم، معرفت به اين نكته لازم است كه در دين مبين اسلام، نماز لبيك همه ذاكران، عمل آزادگان، طواف عارفان، ميقات كعبه عاشقان، سعى وصفاى پاكدلان، پرواز بيدار دلان مقصد سالكان، داروى دلهاى مجروح، شفاى قلبهاى محزون و تسكين دلهاى مفتون است. نماز كمال عابدان و معراج عالمان، معبد عاشقان و گل خوشبوى بوستان قلب پاك جوانان است.

جوان چون واجد قلب پاك و فاقد و فارغ از هرگونه ارزشهاى ناپاك است مىتواند با نماز، پلّههاى كمال را طى كند و به قلّه جمال باريابد. با برپايى نماز به مقام سرورى و سيادت راه يابد و دعاى اللهم اجعلنى للمتقين اماماً (خدايا مرا پيشواى پرهيزكاران قرارده) را ورد كلام خود سازد.

چون كه هيچ عملى مثل نماز بينى شيطان را به خاك مذلّت نمىسايد و توجهات الهى را نصيب انسان نمىسازد و هيچ بندهاى جز از طريق نماز به مقام قرب نمىرسد. بسيار زيبا فرمودهاند آن رهبر فرزانه كه: «مبتدىترين

انسانها رابطه خود را با خدا به وسيله نماز آغاز مىكنند. برجستهترين اولياء خدا نيز بهشت خلوت اُنس خود با محبوب را در نماز مىجويد. اين گنجينه ذكر و راز را هرگز پايانى نيست و هر كه با آن بيشتر آشنا شود جلوه و درخشش بيشترى در آن مىيابد»(1).

پس بيائيم همّت نمائيم كه با تمسك به نماز به مقام قرب، راه يابيم و جوانى خويش را با سيره مردان الهى گره زنيم تا شايد در جهان جاودانى در منزلگه صادقان و صالحان منزل گزينيم كه طوبى لهم و حسن مآب.

براى جوانان عزيز بايد مسلّم باشد كه هر چه در بهار جوانى كاشتند در پائيز پيرى درو خواهند نمود و به سنين بعد از جوانى عبادت را موكول نمودن از وسوسههاى شيطانى است.

جوانا ره طاعت امروز گير***كه فردا جوانى نيايد ز پير

* * *

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ پيام مقام معظم رهبرى آية الله خامنهاى، مهرماه 1370.

فصل اوّل :

نقش نماز در شخصيت جوانان

براى پرداختن به اين موضوع كه نماز در ساختار شخصيت جوان، موجد چه آثارى بوده و نقش و تأثير آن تا چه حدى است به نظر مىرسد كه تبيين و توضيح چند مطلب در اين باب لازم و ضرورى باشد. نخست حقيقت و روح نماز است و ديگرى اهميت دوران نوجوانى و جوانى و نيز روحيه انفعالى و تأثير پذيرى اين نسل (نسل جوان) در مقابل عوامل خارجى است. به نظر مىرسد تا وقتى كه مطالب و مسائل مزبور روشن نشود و جايگاه خود را پيدا نكنند فوايد و آثار اين امر عبادى يعنى نماز در زندگى جوانان در پردهاى از ابهام خواهد ماند و قطعاً موضوع مورد بحث، موضع و جايگاه حقيقى خود را پيدا نكند. لذا به همين خاطر ابتدا به مطالب مزبور پرداخته، سپس ارتباط نماز با تعديل و تكامل شخصيتى و ايفاى نقش آن در زندگى فردى و اجتماعى جوانان را بيان خواهيم كرد.

روح و حقيقت نماز

نماز لفظ و واژهاى است كه در متون دينى ما بعنوان «صلاة» از آن ياد شده و داراى معانى متعدّدى بوده كه يكى از آن معانى، همين عمل مخصوصى است كه به نام «نماز» در دين اسلام تشريع شده است. اين لفظ در برخى از آيات به معناى سلام و تحيت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن مىفرمايند: إنَّ الله وملائكته يصلّون على النّبى يا ايّها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلّموا تسليماً.

«همانا خداوند و فرشتگان بر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) درود مىفرستند شما هم اى اهل ايمان بر او صلوات و درود بفرستيد و با تعظيم بر او سلام گوئيد»(1).

و در آيه ديگر با اشاره به همين معنى مىفرمايند: هو الذى يصلى عليكم وملائكته «اوست خدايى كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحيت و رحمت مىفرستند»(2).

وبه معناى دعا هم در برخى از آيات آمده است. آنجا كه به پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)دستور گرفتن زكات داده مىشود خداوند مىفرمايد بعد از گرفتن زكات براى آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكيهم بها وصلّ عليهم إنّ صلواتك سكن لهم.

«اى رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگير تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكيزه سازى و آنها را به دعاى خير ياد كن همانا دعاى تو در حق آنان، موجب تسلى خاطر

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه احزاب، آيه 56.

2 ـ سوره مباركه احزاب، آيه 43.

آنهاست»(1). «صلاة» به هر دو معناى مزبور كه در حقيقت به معناى واحد بر مىگردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نيست بلكه مراد از «صلاة» همان معنايى است كه با طريق مشخص و با اركان مخصوص و جزئيات معين از طرف شارع مقدس، حقيقت پيدا كرده است و پيامبر خاتم(صلى الله عليه وآله وسلم)آن حقيقت نازله را در عمل تشريع و خود، آن را تحقق عملى بخشيد. نه تنها شخص پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پاى بند بود بلكه همه مسلمين موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجاى آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق الليل.

«نماز را از زوال خورشيد تا نهايت تاريكى شب برپا دار»(2).

كه اين آيه اشاره اجمالى به نمازهاى پنج گانه دارد. نماز با اين شيوه مرسوم كه مصداق آن براى همه مسلمين روشن و آشكار است چيزى نيست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)و اهل بيتش استفاده مىشود پر واضح است كه اين تلقى از نماز يعنى اعمال مخصوصهاى كه با تكبيرة الاحرام شروع و به سلام ختم مىگردد. و اين است معناى ديگرى كه از آيات استفاده مىشود. آنچه كه مسلّم است اين است كه اين عمل ظاهرى كه اصطلاحاً بدان نماز گفته مىشود تمام حقيقت نماز نيست بلكه اين صورت و چهره ظاهرى آن است. نماز امرى

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه توبه، آيه 103.

2 ـ سوره مباركه اسراء، آيه 78.

است الهى كه تحقق آن همانند ساير امور داراى ظاهر و باطن است كه در متون دينى به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصوير ظاهرى نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گيرد و حفظ آن نيز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظيم در مقابل او، اميد و دلبستگى به ذات ربوبى، اعتماد و ركون به وجود سرمدى و محو شدن در مقابل ذات يكتايى كه در مقابل عظمت و جلالت او قيام نموده است. حقيقت نماز اعم از معناى ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقيقت انسان و انسانيت او به جسم مادى است. همانطور كه حقيقت انسان در اين جسم خاكى و هيكل مادى قالب گيرى شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به اين شكل ظاهرى وجود يافته است چنانچه خداوند فرمايد: وقد خلقتكم اطواراً «وبه تحقيق شما را به صورت گوناگون آفريد»(1). حقيقت نماز هم چون ساير امور در باطن و روح او نهفته شده كه اين قالب و صورت را پذيرا شده است هرگاه آن حقيقت بخواهد در عالم خارج تحقق يابد قطعاً بايد در همين طور و قالب خاص باشد و در غير اين صورت نماز نبوده بلكه پديده ديگرى است. هرگاه اين قالب خاص و صورت ظاهرى نماز با روح و باطن آن آميخته و قرين گردد نماز حقيقت خود را يافته و تأثير خود را مىگذارد. در چنين

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه جن، آيه 14.

صورتى است كه اين امر الهى، ستون دين(1)، معراج مؤمنين(2)، روشنگر چهره مسلمين(3)، مقرِّب متقين(4)، مكمّل اخلاص مخلصين، مبعِّد خصائص ملحدين(5)، مسوِّد چهره شياطين(6)، ومميّز مؤمنين از كافرين(7)، قرار مىگيرد. پس نمازى كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطى شى نخواهد بود. بنابر اين قيام به ظاهر آن، تحركى در نماز گزار ايجاد نخواهد كرد و از سوى ذات بارى به اين نماز اقبال و توجهى نيست چنانچه از رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمودند: «خداوند متعال نظر نمىافكند به نمازى كه آدمى دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند»(8). پس حقيقت نماز اعم از صورت ظاهرى و معناى باطنى است و تمسك به هر يك از اين دو بدون ديگرى نماز نيست در نتيجه هم كسانى كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بىخبرند از حقيقت نماز غافلند و هم آنانكه نماز نمىخوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقيقت آن

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ تهذيب، ج1 ص173 روايت 68. كافى، ج7 ص25 روايت 7.

2 ـ بحار الانوار، ج82 ص303 روايت 2 باب 4.

3 ـ نهج الفصاحه، حديث 1874.

4 ـ اصول كافى، ج3 ص265 روايت 6. نهج الفصاحه، حديث 1878.

5 ـ مجمع البيان، ج7 ص447 ذيل آيه 45 عنكبوت.

6 ـ نهج الفصاحه، حديث 1877.

7 ـ نهج الفصاحه، حديث 1098.

8 ـ معراج السعاده، ص668.

رسيدهايم معرفتى از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقيقت است.

اهميت دوران جوانى

بر هيچ اهل علمى پوشيده نيست كه در شكل گيرى شخصيت هر فرد، مقطع جوانى از جايگاه خاص و اهميت ويژهاى برخوردار است. شايد بتوان گفت كه ثبات شخصيت هر انسانى در اين سنين آغاز و به هر نحوى كه شكل گيرد غالباً به همان صورت قوام يافته و تثبيت مىگردد و به همين دليل در روايات بر اهميت و برترى اين مقطع سنى تأكيدات زيادى رفته و نيز روانشناسان اين دوره را حيات مجدد انسان ناميدهاند. صاحب شريعت اسلام، حضرت خير الانام كه از سر چشمه وحى الهام مىگرفت در تكريم و احترام به جوانان فرمودند: فضل الشابّ العابد الذى يَعبُدُ فى صباه على الشيخ الذى يَعبُد بَعْدَ ماكَبُرَتْ سِنُّهُ كفضلِ المرسلين على ساير النّاس.

«فضيلت و برترى جوان عابد كه از آغاز جوانى خدا را عبادت كند بر پيرى كه وقت پيرى مشغول عبادت گردد چون فضيلت پيغمبران است بر ساير مردم»(1).

و در جاى ديگر با اشاره به ارزش جوانى مىفرمايد: اغتنم شبابك قبل هرمك.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ نهج الفصاحه، حديث 2050.

«جوانىتان را قبل از فرارسيدن پيرى غنيمت و قدر بدانيد»(1). وخطاب به والدين و مربيان در برخورد با جوانان و نوجوانان مىفرمايند: اوصيكم بالشّبان خيراً فانّهم اَرَقُّ افئِدةً انّ الله بعثنى بشيراً ونذيراً فحالفنى الشُّبّانُ وخالفنى الشيوخُ ثُمَّ قَرَاَ فطال عليهم الأمَدُ فقستْ قلوبُهُم.

«به شماها در باره نوبالغان و جوانان به نيكى سفارش مىكنم كه آنها دلى رقيقتر و قلبى فضيلت پذيرتر دارند. خداوند مرا به پيامبرى برانگيخت تا مردم را به رحمت الهى بشارت دهم و از عذابش بترسانم. جوانان سخنان مرا پذيرفتند و با من پيمان محبت بستند ولى پيران از قبول دعوتم سرباز زدند و به مخالفتم برخاستند. سپس به آيهاى از قرآن اشاره كرد و درباره مردم كهن سال و پير كه مدت زندگى آنان به درازا كشيده و دچار قساوت قلب شدهاند سخن گفت»(2).

همه اين سخنان گوهر بار كه در خطاب به مسلمانان تأكيد داشتند علاوه بر سيره عملى و برخورد بزرگوارانه و محترمانهاى كه با جوانان داشتهاند حاكى از حساسيت عنفوان جوانى است.

بنابر اين از منظر علم و دين، در تمام عمر و طول حيات انسانى هيچ برههاى مهمتر از دوره نوجوانى و جوانى نيست. يكى از روانشناسان معروف غربى بنام دكتر «ماى لى» در اهميت اين دوره از عمر آدمى چنين مىگويد:

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ نهج الفصاحه، حديث 372.

2 ـ سفينه البحار، ج2 ص176.

«در نوجوانى مسأله شخصيت و هويّت با شدّت تمام از نو وارد ميدان مىشود پس نوجوانى و جوانى يكى از مراحل و مراتب بارور هستى است كه طى آن ساختهاى قطعى شخصيت و هويت بزرگسال تثبيت شده يا دوباره مطرح مىكردند»(1).

انعطاف پذيرى روحيه جوانان

نسل جوان تنها قشر منحصر به فردى است كه بيشترين روحيه تأثير پذيرى را داراست شفافيت روحيه جوانان و حساسيت ايشان، عامل اصلى توجه دستگاههاى تبليغاتى استكبار و بنگاههاى فرهنگى غرب، براى سوق دادن آنان به انحرافات اخلاقى و اهداف پليد خويش در طول تاريخ بوده است.

درست از زمانى كه دنياى غرب در اثر تحقيقات و مطالعات خود به اين نتيجه رسيد كه جوانان آسيب پذيرترين قشر هر جامعهاند با تشكيل بنگاههاى فرهنگى تبليغى همه همت خود را در به دام انداختن آنان به فساد و تباهى تحت عنوان آزادى و عناوين مقدس ديگر به كار گرفت تا اينكه به اغراض استكبارى و سلطه طلبى خود دست يازد. اگر چه غرب در القاى فرهنگ خود به كشورهاى اسلامى از راههاى متعدد و در سطوح مختلف وارد عمل شده است ولى تاريخ بهترين شاهد و گواه است كه نفوذشان بيشتر از طريق جوانان تحصيل كرده يا عوام مقلد (جوانانى كه به

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ دكتر ماى لى ـ شخصيت ـ ترجمه دكتر محمود منصور، ص120.

مبانى دين آشنايى چندانى ندارند) بوده است كه سقوط اسلام در اندلس (اسپانياى فعلى) يا سلطه غرب بر مسلمانان الجزاير بهترين نمونه تاريخى است. روح ظريف و باقد است، احساسات پاك و با لطافت، عواطف زلال و با صداقت، جوان را چون گلى شكفته و با طراوت نموده است كه بيشترين تأثير پذيرى را براى پژمرده شدن داراست. تشبيه نوجوان و جوان به نهال نورس در كلمات معصومين، حاكى از همين مطلب است كه او را مىتوان به هر جهتى هدايت نمود بر خلاف درخت تنومندى كه كسى قادر به جهت دهى او نيست مگر با بريدن تنه آن درخت. بنابر اين جوانى با نوعى اثر پذيرى روحى و حالات انفعالى و تشويشات ذهنى همراه و آميخته است كه كمتر صبغه و رنگ عقلى و استدلالى دارد. به همين جهت عوامل خارجى در جهات مثبت يا منفى بيشترين اثر را در او مىگذارد. آنچه كه از ديدگاه اسلام مهم است سوق دادن او به سوى تكامل انسانى و اهداف متعالى است. سنت و سيره پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) و اولاد طاهرينش نسبت به جوانان، مبيّن همين نكته است. پس صرفاً بكار گرفتن احساسات جوانان و تشويق و تحريص آنان از قدرت احساسى و عاطفى مقصود شارع مقدس نيست بلكه سوق دادن آن در قلمرو دين و عقلانى نمودن اهداف عاليه انسانى، همه همت رهبران دين مىباشد و ادعاى ما اين است كه همه تعاليم دين و احكام الهى خصوصاً نماز در همين راستا بر مسلمين فرض و واجب شده است.

نيازهاى غريزى و فطرى جوانان و پاسخ آن

با تمهيد مقدمات و مطالبى كه ذكر شد مىتوان گفت كه فلسفه همه عبادات دينى در اين نكته معطوف است كه متأثرترين قشر يعنى جوانان را مؤثرترين قشر در اجتماع انسانى قراردهد. چون احساس به يك تكيه گاه محكم و امنيت و آرامش در پناه آن تنها عنصرى است كه مىتواند به جوان اعتماد و اطمينان بخشيده و او را از اضطرابات درونى و تشويشات ذهنى رها سازد. همه مشكلات و معضلات روحى و روانى كه هويّت او را در معرض خطر انداخته و ثبات شخصيت او را از كَفَش ربوده و خلاء عظيمى را در او ايجاد كرده ناشى از نداشتن يك ملجاء و عدم دست يابى به يك پناهگاه دائمى و مستحكم است. همه صاحبان مكاتب كوشيدهاند تا به نحوى اين آتش احساسات درونى را خاموش و يا حداقل از شعلههاى آن بكاهند. به همين خاطر راه حلهايى چون آزادى بىقيد و شرط جوانان در ارضاى هواهاى نفسانى و غرايز حيوانى و سوق دادن و جهت دهى ايشان به ميخانهها و كاهوارهها و صدها طرق ديگر را بعنوان پناهگاه ارائه دادند امّا پس از رويكرد جوانان به آن مأمنهاى بظاهر مستحكم، سقفهايشان فرو ريخته و به واهى و خيالى بودن آنها پى بردهاند. چون با ارضاء نيازها و دفع هواهاى نفسانى، اهداف خود را تأمين شده نمىيافتند. «امروزه اشتياق شديد جوانان سراسر جهان به شنيدن موسيقى به اصطلاح پاپ (pop) و پوشيدن لباسهاى نوعاً جديدى مثل بلوجين كه زبان حال ميل به آزادى از قيد و بندها و تحرك و تكاپو و اعلام استقلال يك تنه از قيد ضوابط و معيارهاى اجتماعى است كاملاً واضح است. بسيارى از جوانان تيز و چابك پا در ركاب سفر مىگذارند بدون آنكه بدانند به كجا مىروند. در اين مسحور شدگى و حتى تسخير شدگى در قبال شيوه زندگى جديد كه از غرب سرچشمه گرفته و جهانگير شده است شمار كثيرى از جوانان مسلمان شريك بودهاند دانستن اين نكته براى جوانان مسلمان لازم است كه اين پديدهها با علل ژرفترى ارتباط دادند كه از نظر معنوى بيطرف نيستند»(1). جوانان در زندگى و حيات جوانى خويش امور زيادى را در حال تجربه كردن مىباشند او چون ساير افراد جامعه امّا عاطفى و احساسىتر از ديگران در صدد دست يابى به امرى است كه قلبش را بدان واسطه تسكين بخشيده و نوعى آرامش را تحصيل نمايد و ليكن به هر چيزى كه روى مىآورد بعد از مدّت كوتاهى در مىيابد كه آن عنصر، مطمئن وواقعى نيست. البته تشخيص اين امر در ابتداى سنين نوجوانى و جوانى بسيار دشوار است شور و هيجان جوانى در جوانان غالباً فرصت تعقل و انديشه اينكه انسان براى يك زندگى و حيات طولانى و اهداف متعالى خلق شده را از او سلب كرده و به همين خاطر او بعد از تجربه عملى، به پوچى و بىپايگى بسيارى از مأمنهايى كه بدان پناه آورده است پى

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ دكتر نصر ـ جوان مسلمان و دنياى متجدد، ص338.

خواهد برد. و دشمنان دين خصوصاً غرب به خاطر درك همين نيازهاى فطرى و غريزى جوانان تلاش زيادى انجام مىدهند تا اين گرايشها را به جهاتى كه اهداف آنها را تأمين مىكند سوق دهند و آنها را از كمالات معنوى و دينى منحرف سازند. كسى كه خود مدّت زيادى از عمرش را در ميان غربيها سپرى كرده و الان هم زندگى خود را با آنها در حال تجربه كردن مىباشد قضاوت و داوريش چنين است كه گويد: «در شيوه زندگى كنونى غرب كشش و گرايشى هست كه افراد جامعه را به زيستن در لحظه كنونى فارغ از همه تاريخ و گذشته و غرق شدن در طلب سرفرازيهاى لحظهاى و لذت حسى آنى وا مىدارد. پرستش قهرمانان ورزشى و ميل به ركورد شكنى دايمى و فايق آمدن بىوقفه برطبيعت نشان دهنده يك وجه از اين دل مشغولى به تن است در حالى كه جنبه بسيار ويرانگرتر همين گرايش را مىتوان در استفاده از مواد مخدر و طبعاً مشروبات الكلى، روابط جنسى آزاد و نظاير آن ديد كه تماماً از تلاش نفس براى غرق نمودن خود در لذتهاى آنى جسمى و غريزى حكايت دارد. بديهى است كه ورزش مستلزم انضباط و سخت كوشى است و اين از جهات مثبت آن است. امّا بزرگداشت بيش از حدّ ورزش و كما بيش پرستيدن قهرمانان ورزشى ناشى از اهميت گزافى است كه به تن داده شده است. علاوه بر اينكه نقش و اهميتى كه به ورزش داده مىشود ابداً بى ارتباط با اشتياق به لذت جوييهاى جسمانى نيست. كه همه اين عوامل متضمن از دست رفتن ايمان و اعتقاد جوانان به معيارهاى اخلاقى است»(1). يك جوان مسلمان با تحصيل معرفت و دستيابى به علوم مقدس دينى بايد خود را مجهز ساخته و به دامى كه جوانان غربى بدان گرفتار آمدند هويت خود را از دست ندهد.

نقش نماز و تعاليم دينى در شخصيت جوانان

اينكه در انسان تمايلات و گرايشاتى وجوددارد كه او را متوجه به اهدافى مىسازد و مىخواهد به دست يابى با آن اهداف خود را تسكين و اطمينان ببخشد نشانه آن است كه بايد چنين ملجائى وجود داشته باشد. چون اقتضاى حكمت بالغه الهى اين است كه هيچ نيازى را بدون پاسخ نگذارد.

آرى اگر انسان احساس عطش و گرسنگى مىكند بايد آب و طعامى باشد تا رفع تشنگى و گرسنگى نمايد. حال بايد ديد كه چه عواملى اضطراب او را رفع مىكنند و چه دارويى براى او شفا بخش است و كدام طبيب به درد او عالم مىباشد؟

ترديدى نيست كه روح و حقيقت تعاليم دين به نيازهاى روحى و گرايشات غريزى و فطرى او برگشت مىكند و با جزم و يقين مىتوان گفت كه هيچ يك از دستورات دين بىارتباط با تكامل انسانى او نيست. «جان و جوهر پاسخ اسلامى به دنياى متجدد در جهات دينى و معنوى و فكرى

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ دكتر حسين نصر جوان مسلمان و دنياى متجدد، ص342.

زندگى بشر نهفته است. همين جهات است كه كردار بشر و نحوه تلقى او را از جهان پيرامون رقم مىزند. مهمترين پاسخ يك جوان مسلمان و مهمترين گامى كه بايد او پيش از هر چيز بردارد اين است كه قوت ايمان خود را حفظ كند و اعتمادش را به صدق و اعتبار وحى اسلامى از دست ندهد. دنياى متجدد به تدريج تباه شده است و در صدد است همه آنچه را كه مقدس و طبعاً دينى است از بين ببرد و بخصوص با اسلام به عنوان دينى كه از نگرش قدسى نسبت به زندگى و قانون الهى در برگيرنده همه افعال و اعمال بشر عدول نكرده است مخالفت دارد. اكثر مشترقان غربى حدود دو قرن به اسلام مىتاختهاند و سعى داشتهاند به مسلمين ياد دهند كه دين خود را چگونه بفهمند»(1). همه اين تلاشها بدان جهت صورت مىگيرد كه اسلام چون مسيحيت و يهوديت تحريف نشده و متون واقعى آن در دست است و پاسخ همه معضلات را مىتوان در او جست

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 8:21  توسط پاکروان  | 

مقدمه

حمد و ثنا و ستايش خداوند تبارک تعالی را که پروردگار جهانيان است، درود بر روح پيامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد (ص) و خاندان مطهر و ياران راستين ايشان. وبعد:

مقصود از نگاشتن اين بحث مختصر بيان فرايض، واجبات، سنتها و مستحبات در وضو، نماز، هردو عيد، روزه وبعضی از مسائل ضروری ديگر در عبادات است. بنا بر اين کوشش ميشود که اين نگاشته هرچه آسان و بزبان مردم عامه و قابل فهم همه باشد.

هر چند اين موضوع به يک کتاب جامع ضرورت دارد که بايد تمام مسائل مهم عبادات را در بر گيرد، درين رابطه کتابهای بزرگ و زيادی در فقه اسلامی وجود دارد ولی اکثر آنها بزبان عربی است که عامهء مردم ما نميتوانند آنرا بخوانند، اگر بعضی از آنها بزبان فارسی يا پشتو ترجمه هم شده است خيلی در زمانهای گذشته و با زبان بسيار قديمی است که باز هم درک آن برای همه مشکل است، و يا اکثر آنها به تمام کليات و جزئيات، و اختلاف ميان مذاهب نگاشته شده و پرداخته اند که عامهء مردم بنا بر مشکلات، کمبود وقت و مصروفيت های روزمره نميتوانند آنهارا بخوانند. بناءً من ضروری پنداشته ام که بحيث عمل خير اين احکام را در چند صفحه مختصر بنويسم تا هموطنانم بتوانند از آن استفاده کنند، در آينده فرزندانشان که درينجا بزرگ ميشوند وبه مراجع دينی خود دسترسی ندارند نبايد از ضروريات دين خود بی خبر باشند و عمل خيری هم باشد برای آخرت ما همه.

قابل ياد آوری است که، اين احکام مطابق فقه حنفی نگاشته ميشود، چون برای ما امکان پذير نيست که همهء آراء و مذاهب علماء و فقهاء اسلامی را درين مختصر بگنجانيم و يا همهء دلايلی را که در قرآنکريم وسنت پيامبر(ص) در رابطه آمده است ياد آور شويم، بدليل اينکه بحث ما خيلی مختصر و بزبان عوام است و از سويی ديگر خواندن متن عربی آيات و احاديث برای مردم ما که کمتر آشنايی بزبان عربی دارند مقدور نيست، بناءً ما قسميکه قبلاً گفتيم مطابق فقه حنفی اين جزوه را با نقل از کتب فقه تهيه و ترتيب ميکنيم.

هر عمل در اسلام از خود حدود و شرائطی دارد که با کمبود اين شرائط و ارکان آن عمل نميتواند درست و صحيح باشد. هر عمل از معاملات و عبادات بخصوص پنج بنای اسلام در ذات خود فرضها، واجبات، سنتها و مستحبات دارند که بايد هر مسلمان آنرا بداند و اين از ضروريات دين است که هيچ عذری در ترک و يا ندانستن و بی خبر بودن از آن مقبول نيست.

از جمله، نماز بعد از کلمهء شهادت ( لا اله الا الله محمد رسول الله ) دومين رکن از ارکان اسلام است و پيامبر(ص) فرموده اند: نماز ستون دين است، کسی آنرا برپای داشت دين را بر پای داشته است، و کسی آنرا خراب نمود، يعنی ادا نکرد، در حقيقت دين را خراب کرده است.

در هيچ صورت ترک نماز برای مسلمان اجازه نيست، اگر سهواً نماز فرض از اوترک شود بايد قضای آنرا بياورد، در بستر مريضی هم بايد انسان به اشاره آنرا ادا کند و در صورت که قادر به وضو کردن نباشد بايد تيمم کند و نماز را ادا کند.

هر نماز در وقت آن فرض است و در هر حالت بايد ادا شود، حتی در حالت جنگ هم که سخت ترين حالت است قرآنکريم حکم ميکند که، بايد دو گروه شويد و به نوبت نماز را ادا کنيد.

نماز جماعت از جملهء واجبات است و در صورت امکان بايد جماعت کرده شود، اگر کسی به مسجد قدرت رسيدن در وقت نماز را ندارد، بايد در خانه اش با فرزندان و يا فاميلش که نماز برايش واجب باشد نماز را به جماعت بخواند.

نماز جماعت فرض نيست، به اين دليل که از قدرت انسان خارج است، چون اگر انسان در جای تنها باشد و نتواندکسی را پيدا کند که جماعت کند بازهم بايد نماز را بخواند.

نماز جمعه نيز فرض است و حتماً بايد انسان آنرا ادا کند، در صورتيکه انسان تنها بود و رسيدن به نماز جمعه بکلی از قدرتش خارج بود بايد نماز پيشين را بجای آن بخواند.

تعريف فرض

فرض در اسلام بمعنای حکم يا عمل حتمی ميباشد، و ادای آن بر هر مسلمان لازم است، و حکم آن به نص صريح قرآن و يا حديث صحيح، مؤثق ازپيامبر(ص) برای ما رسيده باشد، در جای اگر از انسان سهواً ترک ميشود بايد قضای آن آورده شود، اگر يک مسلمان از يکی از فرايض اسلام منکر شود کافر ميشود.

در عمليکه فرض از انسان ترک شود آن عمل صحت شرعی ندارد و بايد دوباره ادا گردد، به تفصيل فرضهای هر عبادت را بيان ميداريم.

تعريف واجب

واجب بمعنای امر يا عمل لازمی است که ادای آن بر هر مسلمان لازم است و يک مرتبه از فر ض پايان تر است. انکار از آن خوف کفر بر مسلمان است.

تعريف سنت

سنت عبارت است از قول ( گفته ) فعل ( کرده ) و يا تقرير پيامبر (ص) ـ تقرير يعنی عملی را که پيشروی پيامبر(ص) کسی انجام داده باشد و پيامبر (ص)آنرا منع نکرده باشند. هر چه سنت در نماز بدين معنا است که، پيامبر(ص) يک عمل را گاهی کرده باشد و گاهی ترک کرده باشد.

فرق ميان سنت مؤکده و سنت زوايد اينست که، به امر يا عملی که پيامبر(ص) خود کرده باشد و تأکيد کرده باشد سنت مؤکده ميگويند، ولی سنتی را که گاهی کرده باشد و گاهی ترک کرده باشد و به آن تأکيد و امر نکرده باشد سنت زوايد يا مستحب مينامند.

مستحب

مستحب بمعنای کار نيک است، اگر کسی آنرا انجام داد ثواب دارد و اگر کسی آنرا ترک کرد گنهکار نميشود. مستحبات جزئی از آداب است.

فرضهای وضو

خداوند(ج) در قرآنکريم می فرمايد: يا أيّها الّذين آمنوا اذا قُمتُم اِلَی الصٌلواة فاغسِلُوا وُجُوهَکُم وَ اَيدِيَکُم اِلَی المَرَافِقِ وَ امسَحُوا بِرُؤسِکُم وَ اَرجُلَکُم اِلَی الکَعبَينِ. ( ای کسانيکه ايمان آورده ايد هرگاه به نماز بر ميخيزيد، پس بشوييد روی خود را، و دستهای خود را تا آرنج، و مسح کنيد بر سرهای خود و ـ بشويدـ پای های خود را تا شتالنگ ـ يعنی بجلک ـ)

بنا براين فرمودهء پروردگار فرضها در وضو چهار است:

اول ـ شستن روی. دوم ـ شستن دستها تا به آرنج. سوم ـ مسح کردن چهارم حصهء سر. چهارم ـ شستن پای ها تا به شتالنگ يا بجلک.

سنتهای وضو

در وضو ده (10)سنت است:

اول ـ بسم الله الرّحمن الرّحيم گفتن. دوم ـ شستن دست تا بند دست . سوم ـ استنجا کردن چهارم ـ مسواک کردن دهن. پنجم ـ شستن دهن يا مضمضه. ششم ـ شستن بينی يا استنشاق. هفتم ـ شستن هر يک ازين اعضا سه بار. هشتم ـ مسح کردن گوش. نهم ـ خلال کردن انگشتان پای. دهم ـ خلال کردن ريش.

مستحبات وضو

در وضو شش مستحب است:

اول ـ نيت کردن وضو. دوم ـ پی در پی شستن اعضا، يعنی هر عضو ياد شده را بايد بعد از ديگری متصل بشويی و نگذاری که يک عضو خشک شود و بعد ديگری را بشويی. سوم ـ مسح کردن همهء سر . چهارم ـ ترتيب در وضو، يعنی به همان ترتيب که در قرآنکريم ذکر شده است. پنجم: شروع کردن از راست. ششم ـ مسح کردن گردن.

مکروهات وضو ( يعنی اعمال که وضو را مکروه ميسازد)

اول ـ آب در دهان و در بينی کردن بادست چپ. دوم ـ آب را بر روی خود سخت زدن. سوم ـ بسوی عورت خود ديدن. چهارم ـ بينی خود را در آب تکاندن، يعنی در آب جاری يا جای که آب حوض باشد. پنجم ـ در وقت استنجا حرف زدن. ششم ـ بينی را بدست راست تکاندن.

شکننده های وضو

اول ـ خارج شدن چيزی از پيش يا پس. دوم ـ بر آمدن چرک و خون از بدن، ولو از زخم هم باشد. سوم ـ استفراق کردن به پری دهن. يعنی اگر بسيار اندک استفراق کند وضو نميشکند. چهارم ـ خواب کردن بر پهلو يا بر چيزی تکيه کرده. پنجم ـ خنديدن به صدای بلند در داخل نماز. هفتم ـ بي هوش شدن. هشتم ـ ديوانگی. نهم ـ مستی. دهم ـ داخل شدن ذکر مرد در فرج زن، ولو اندک هم باشد.

غسل

فرضهای غسل

در غسل سه فرض است:

اول ـ شستن دهن. دوم ـ شستن بينی. سوم ـ آب انداختن بر تمام بدن.

سنتهای غسل

در غسل پنج سنت است:

اول ـ شستن دست. دوم ـ شستن جای مخصوص، چه از مرد و چه از زن. سوم ـ دور کردن نجاست از بدن. چهارم ـ وضو کردن قبل از غسل نمودن. پنجم ـ شستن همهء اعضاء سه مرتبه. ( زنيکه موی خود را بافته است لازم نيست که آنرا باز کند ولی بايد آب را در زير موی برساند و پوست سر را تر کند).

چه وقت غسل فرض ميشود؟

غسل در پنج حالت فرض ميشود:

اول ـ هر گاه زن از حيض، يعنی خون مريضی ماهيانه پاک شود. دوم ـ هرگاه زن از نفاس، يعنی خون بعد از تولد فرزند پاک شود. سوم ـ سر ذکر مرد در فرج زن داخل شود. ( اگر چند مرد يا زن انزال نشده باشد ) چهارم ـ وقتيکه انسان جنب ميشود. پنجم ـ هر زنيکه عادت ماهيانه او مختل شد و حساب آنرا ندانست در هر نماز برايش فرض است که غسل کند.

تيمم چيست؟

تيمم بمعنای قصد کردن است، ولی در اصطلاح شرع، قصد کردن به خاک پاک را ميگويند که بجای وضو و در نبودن آب ميباشد.

فرضهای تيمم

در تيمم چهار فرض است:

اول ـ نيت کردن تيمم. دوم ـ تيمم کردن در خاک پاک. سوم ـ زدن دست بر خاک، يعنی گرد خاک و بر روی ماليدن. چهارم ـ دوباره دست زدن بر خاک و ماليدن بر هر دو دست تا آرنج. ( هر آنچه که وضو را باطل ميکند تيمم را نيز باطل ميکند. ولی وقتيکه انسان آب را ديد نيز تيممش باطل ميشود.

در تيمم رسانيدن خاک بر همهء اعضای ياد شده در وضو ضروری نيست. هر کس از آب يک سوم حصهء فرسنگ دور باشد برايش تيمم اجازه است. سوم حصهء فرسنگ تقريباً معادل چهار کيلو متر يا کمی بيشتر از آنست.

نماز

نماز رکن دوم در عبادات در اسلام است، ترک آن در هيچ صورت جواز ندارد، مگر اينکه زن در حالت حيض يا نفاس باشد. انسان مسلمان وقتيکه بالغ ميشود برايش نماز فرض است. پيامبر (ص) فرموده اند: فرزندان خود را وقتی به سن هشت سالگی رسيدند به نماز امر کنيد و اگر به سن دهسالگی رسيدند آنها را تنبيه کنيد و مجبور بسازيد که نماز را ادا کنند.

قسميکه در اول گفتيم، هر عمل در اسلام از خود اصول و مقررات دارد که در شريعت آنرا فرضها، واجبات، سنتها و مستحبات ميگويند. همچنان هر عمل از خود باطل کننده، شکننده، مکروه کننده و يا مفسد دارد. نماز نيز دارای همهء اينها است.

نکتهء را که قابل ذکر ميدانم اينست که، بعضی ها ميپرسند: يک نمازی که خود سنت يا نفل است چگونه ارکان آن فرض يا واجب است؟ جواب اين سئوال اين است که: يک عمل تا وقتی سنت يا نفل است که به آن نيت و شروع نکرده باشی، وقتيکه نيت ادای يک کار خير را کردی ويا آنرا برخود نذر نمودی ادای آن برايت لازمی ميگردد، مثلاً، وقتی در نماز نفل يا سنت ايستاده شدی و الله اکبر گفته آنرا نيت کردی اتمام آن برايت فرض ميگردد، و اگر در اثنای نماز آنرا قطع کری يا ترک نمودی همان نمازی که نيت ادای آنرا کرده ای بر تو لازم است، پس اينجا است که قاعدهء ـ لَزِمَ النّفلُ بالّشروعِ ـ مطرح ميشود. يعنی عمل نافله با شروع کردن آن لازمی ميگردد. پس اين بيان که ما اينجا ميکنيم همهء نمازهای فرض، سنت و نفل را شامل ميشود.

فرضهای نماز

در هر نماز دوازده فرض اتفاقی ميان همهء مذاهب اسلامی وجود دارد، که شش از ين فرضها در خارج نماز يعنی قبل از شر وع آنست وشش ديگر در داخل نماز است که بعد از شروع کردن در نماز ميباشد، با ترک کردن يکی ازين فرضها نماز انسان درست نيست وبايد دوباره ادا شود.

شش فرض خارج نماز:

اول ـ نيت کردن نماز، يعنی قصد کنی که چه نمازی را ميخوانی؟ فرض، سنت، نفل يا نذر. وهمچنان بايد قصد کنی که از فرضها نماز کدام وقت را ميخواهی بخوانی؟ نماز بامداد، پيشين، عصر، شام، خفتن ويا قضای فرض ترک شده را.

دوم ـ وضو گرفتن و خود را پاک کردن.

سوم ـ پوشانيد عورت، يعنی بدن مرد حد اقل از ناف تا زير زانو پوشيده باشد، البته اين قدر ستر در حالت ضرورت است که در نهايت ديگر لباس نداشته باشی. و از زن بجز از روی و دو کف دست بايد همهء بدنش پوشيده باشد.

چهارم ـ جای پاک، يعنی در آن جای يا فرش آثاری از نجاست نباشد، همچنان جايی رفع نجاست نباشد، مثل حمام، تشناب و غيره.

پنجم ـ رو بسوی قبله يعنی طرف کعبهء شريفه در عربستان سعودی واقع است نمودن. در صورتيکه در جای بيگانه بودی و نتوانستی قبله را تعين کنی ميتوانی به هر سوي که ذهنت قناعت کرد که آنسو قبله است نماز بگذاری، در صورتيکه بعداً ثابت شد که آنطرف قبله نبوده است دوباره قضای آن نماز بر تو لازم نيست.

ششم ـ تکبير اول يا تکبير تحريمه که الله اکبر ميگوی و در نماز شروع ميکنی.

شش فرض داخل نماز:

اول ـ قيام، يعنی ايستاده شدن. در صوريتکه انسان قادر به ايستاده شدن نباشد ميتواند نماز را نشسته و يا بهر طوريکه ميتواند بخواند، مثلاً تکيه داده، نشسته در چوکی و...

دوم ـ قرائت، يعنی خواندن قرآن کريم. در مذاهب ديگر غير از مذهب حنفی خواندن الحمد شريف فرض است، ولی در مذهب حنفی خواندن هر جای قرآن که باشد فرض است ولی خواندن الحمد شريف واجب است.

سوم ـ رکوع کردن، يعنی بعد از خواندن قرائت اول بايد مقدار گفتن سه بار( سبحان ربی العظيم ) دستها را بزانو بگذاری و نيم قد رکوع کنی.

چهارم ـ سجده کردن در نماز، سجدهء اول در نماز فرض است و سجدهء دوم واجب است و بايد مقدار سه بار گفتن ( سبحان ربّی الأعلی) باشد.

پنجم ـ قعدهء اخير، يعنی در اخرين رکعت نماز نشستن و خواندن التّحيات و درودها و دعا ها. قابل ياد آوری است که خواندن التّحيات واجب است و خواندن درودها و دعا ها سنت است.

ششم ـ فارغ شدن از نماز به اختيار خود، يعنی( السّلام عليکم و رحمة الله و برکاته) گفته نماز را تمام کنی، مثلاً ؛ اگر کسی ترا بزور از نماز قبل ازين که سلام گردانی خارج کرد نمازت باطل ميشود، يا در ختم نماز قبل از سلام بيهوش شدی و...

واجبات نماز

واجبات نماز هفت است، وبا ترک يکی ازين واجبات بايد سجدهء سهو کرده شود:

اول ـ خواندن فاتحه، يعنی الحمد لله ربّ العالمين الی اخره....

دوم ـ اضافه کردن يک سوره، يک آية دراز ويا سه آية کوتاه از قرآنکريم بر فاتحه، البته اين در رکعتهای است که ضم سوره در آنها واجب است، مثل دورکعت اول درنماز فرضهای چهار رکعتی و در همهء سنتها و نفلها بايد ضم سوره کرده شود.

سوم ـ متصل خواند سوره يا سه آية بعد از فاتحه.

چهارم ـ در نمازهای جهری به آواز بلند خواندن و در نمازهای خفيه با صدای بسيار پست خواندن، يعنی بر امام واجب است که در نمازهای شام، خفتن، تراويح و صبح به صدای بلند قرآئت کند، در صورتيکه انسان تنها باشد درين نماز ها ميتواند پست بخواند ويا بلند قرآئت کند.

پنجم ـ خواندن التّحيات لله والصّلوات والطّيبات الی آخره ... است.

ششم ـ خواندن دعای قنوت در نماز وتر است.

هفتم ـ تکبيرات در دو نماز عيد است، يعنی چهار بار الله اکبر گفتن در رکعت اول پيش از قرآئت و چهار بار بعد از قرآئت و پيش از رکوع در رکعت دوم.

سجدهء سهو

سجدهء سهو ، يعنی در صورتيکه در نماز سهو کنی، دو سجده اضافی کردن در ختم نماز بعد از سلام گرداندن و دوباره التّحيات و درود ها را خواندن وسلام دادن واجب است.

همچنان سجدهء تلاوت، يعنی وقتيکه در قرآن آيه سجده را ميخوانی بايد يک سجده کنی. در قرآنکريم چهارده آية است که اگر انسان آنرا ميخواند بايد يک سجده کند. ولی نبايد بخاطريکه سجده نکنم گفته ازين آية ها بگذرد و آنر نخواند، چون درينصورت انسان گنهکار ميشود.

سجدهء سهو درين جای های واجب است: اول ـ اگر کسی فرض را تأخير کرد، مثلاً در نماز چهار رکعتی در قعدهء اول بعد از التّحيات درودها را خواند وفکرش نشد که به رکعت سوم بعد از ختم التّحيات برخيزد، يا در دو رکعت آخر از نماز فرض سوره را هم اضافه کرد و...

دوم ـ در صورت ترک واجب. يعنی هر عملی را که از هفت واجب ياد شده در نماز ترک کرد بايد سجدهء سهو کند .

سوم ـ بلند خواند در نماز های خفيه و پست خواندن در نماز های جهری.

قابل ياد آوری است که در نماز های جماعت تنها با سهو امام سجده سهو لازمی است و بايد خود امام بعد از سلام دادن به يک طرف، الله اکبر بگويد و سجدهء سهو کند، اگر مقتدی در نماز جماعت سهو کرد برايش سجدهء سهو لازم نيست.

سنتهای نماز

قبل از همه بايد بدانيد که در سنتهای نماز و تعداد و نوع آنها مذاهب اسلامی باهم اختلاف دارند و بهر نوعی آنها را بيان کرده اند، مثلاً يکی ميگويد آمين بايد بلند گفته شود، ديگر ميگويد بايد خفيه گفته شود، يا يکی ميگويد بايد دست زير ناف گذاشته شود و ديگری ميگويد بايد بالای ناف گذاشته شود. يا يکی دست بسته ميخواند و ديگری دست باز ميخواند و امثال اينها. نبايد درين موضوعات با اهل ديگر مذاهب دعوا کرد، چون همهء مذاهب از خود دلايلی از احاديث و روايات دارند. از سوی ديگر با ترک سنت و يا تغير شکل آن نماز باطل نميگردد و سجدهء سهو هم لازم نميگردد.

در نماز بيست (20)سنت است که، ده سنت قولی است، يعنی به خواندن مربوط ميشود، و ده ديگر فعلی است، يعنی به عمل مربوط ميشود:

ده سنت قولی:

اول ـ شروع کردن نماز، يعنی خود را در شروع نماز بدانی ونيت کنی، نيت کردم ميگذارم......

دوم ـ اعوذبالله من الشّيطان الرّجيم گفتن.

سوم ـ بسم الله الرّحمن الرّحيم گفتن.

چهارم ـ سمع الله لِمَن حَمِدَ گفتن بعد از رکوع.

پنجم ـ ربّنا لَکَ الحَمد گفتن مقتدی وقتيکه امام سمع الله لمن حمد ميگويد.

ششم ـ.آمين گفتن بعد از ـ وَلَا الضّالين ـ در سورهء فاتحه.

هفتم ـ تسبيح گفتن در رکوع و سجده، يعنی (سبحان ربی العظيم) گفتن در رکوع و (سبحان ربی الاعلی) گفتن در سجده.

هشتم ـ الله اکبر گفتن در بالا و پايان شدن از رکوع وسجده.

نهم ـ خواندن اَلحَمدُ للهِ رَبّ العالَمِين در دو رکعت آخر از فرض چهار رکعتی.

دهم ـ لفظ (السّلامُ عَلَيکُم وَ رَحمة ا للهِ وَ بَرکَاتُهُ) را گفتن در سلام.

ده سنت فعلی در نماز:

اول ـ بالا کردن دست تا نرمی گوش. دوم ـ نگاه کردن بر جای سجده در وقت نماز. سوم ـ نهادن دست راست بر بالای دست چپ. چهارم ـ نهادن دست بر زير ناف. پنجم ـ نهادن دست بر سينه برای زنان. ششم ـ نهادن دست بر زانو در رکوع و پشت را در رکوع هموار نگاه داشتن. هشتم ـ سجده کردن در ميان دو دست و شکم را از ران دور نگاه داشتن. نهم ـ بر بالای پای چپ نشستن، پای راست را ايستاده کردن و انگشتان پای راست را سوی قبله نهادن. و دهم ـ روی را در سلام اول بسوی راست و باز به چپ گردانيدن. اشارهء سبابه، يعنی انگشت اشاره را در وقت اشهد أن لاإله إلاّالله در التّحيات بالا کردن نيز از سنتهای فعلی نماز است.

قابل ياد آوری است که سنتها به مستحبها نزديک اند و اينها سنتهای نماز بودند، و مستحبات از جملهء آداب است که در نماز تعين نشده است.

نماز های فرضی در يک شب و يک روز

در يک شب و يک روز بر هر مسلمان عاقل و بالغ هفده رکعت نماز فرض است، دو رکعت در نماز صبح، چهار رکعت در نماز پيشين، چهار رکعت در نماز ديگر، سه رکعت در نماز شام و چهار رکعت در نماز خفتن که مجموعاً هفده رکعت ميشود.

نماز های سنت مؤکده در يک شب و يک روز

در يک شب و يک روز دوازده رکعت نماز سنت مؤکده است که در پنج وقت ادا ميشود، دو رکعت در نماز بامداد پيش از فرض، شش رکعت در نماز پيشين، چهار رکعت پيش از فرض و دو رکعت بعد از فرض، در نماز عصر سنت نيست، دو رکعت در نماز شام بعد از سه رکعت فرض خوانده ميشود، و دو رکعت در نماز خفتن که بعد از فرض و قبل از نماز وتر خوانده ميشود. مجموع اين نمازهای سنت دوازده رکعت است، باقی هر قدر نماز که کسی در شب يا در روز ميخواند نوافل است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روزه

روزه بر چهار قسم است: اول ـ روزه ء فرضی که در ماه مبارک رمضان بر هر مسلمان عاقل، بالغ از مرد و زن فرض است، زنيکه در حالت حيض و نفاس باشد روزه برايش روا نيست و بايد تمام روزهای را که از روزه خورده است در وقت صحت خود قضا بياورد، اگر شخصی مريض است، در سفر است و يا بسيار کهن سال است که قادر بر روزه گرفتن نيست ميتواند روزه را بخورد، منتها مريض بعد از صحت يافتن بايد روزه را قضا بياورد.

کسيکه کهن سال است و نميتواند روزه بگيرد بايد عوض روزهء خود فديه بدهد، فديه به همان معنای عوض است، فديهء هر يکروز روزه، نان دادن يک مسکين در هر روز سه بار است که شکم او را درست سير کند، يا در برابر هر روز يک چارک کندم و يا معادل آنرا بدهد.

اگر کسی روزه را قضا کرده بود و قبل از ادای آن فوت کرد بر اقاربش لازم است که از مال او اين فديه را بپردازند. مسافر هم بايد روزهای را که از روزه قضا نموده است ادا نمايد.

دوم ـ قسم دوم از روزه، روزهء نفلی است که انسان بعضی از روزها روزهء نفل ميگيرد، مثل ايام بيض، يعنی روزهای دوازدهم، سيزدهم و چهاردهم از ماههای قمری را. ايام بيض يا سفيد بخاطر ميگويند که درين روزها ماه سفيد وکامل ميشود. يا روزه گرفتن در روزهای دوشنبه و پنجشنبه، روزهای عرفه و... درين روزها روزه گرفتن بسيار ثواب دارد و پيامبر (ص) اکثراً اين روزها را روزه گرفته اند.

سوم ـ روزهء قضائی، قسميکه قبلاً گفتيم بايد روزهای ترک کرده را از روزهء فرضی قضا بياورد.

چهارم ـ روزهء نذر، اين بدين معنا است که کسی بخاطر انجام کار خيری و يا رسيدن به هدف خيری بخداوند نذر گردانيده است که چند روز را روزه بگيرد، البته بعد از نذر گردانيدن ادای اين روزه لازمی است و بايد انسان آنرا ادا کند.

نيت کردن در روزه فرض است، در روزه های قضای بايد از شب نيت کرده شود که فردا کدام روزه را ميخواهد بگيرد، هر چه در روزه های فرضی و نفلی ميتواند پيش از نصف روز آنرا نيت کند، ولی بهتر آنست که از شب نيت کرده شود.

اگر کسی در رمضان حجامت کرد، يعنی از بدن خود خون گرفت، روزه اش باطل نميگردد، همچنان اگر در گلوی کسی پشه يا مگس پريد روزه اش باقيست، در چشيدن طعام اگر قورت کرده نشود روزه باطل نميگردد ولی مکروه ميشود، پس بهتر است که از باب احتياط چشيده نشود، اگر کسی بر سر خود روغن ماليد ويا چشم خود را سرمه کرد بازهم روزه اش باطل نميگردد. در نانيکه مادر ها برای طفل ميجوند علما گفته اند: بدون ضرورت جايز نيست، طور مثال اگر در جايی باشد که عاجل به آب دسترسی نداشته باشد و طفل هم نتواند نان سخت را بجود، معلوم است که در چنين حالت اجازه است ـ قاعدهء شرعی است که ضرورتها ممنوعات را جايز ميگرداند ـ.

اگر کسی به فراموشی روزه را خورد، بازهم روزه اش باطل نميگردد. در صورتيکه کسی روزه را قصداً و بدون ضرورت خورد برايش هم قضا و هم کفارت لازم است.در آخر اين بحث کفاره را بيان ميداريم که چگونه است.

اگر کسی چيزی را خورد که از جملهء غذا نبود، مثل سنگ، آهن و...در مذهب امام ابوحنيفه برايش قضا است و کفاره نيست، در کتابهای فقه گل سرشوی را از سنگ و کلوخ استثنا کرده اند، يعنی با خوردن گل سرشوی هم قضا است و هم کفاره. اگر کسی روزهء نفلی را نيت کرد بايد آنرا تمام کند و اگر در جريان روز آنرا خورد صرف برايش قضا است نه کفاره.

کفارهء روزه ماه رمضان

اگر کسی در رمضان يک روز، روزه را خورد، يا با زن مجامعت کرد بايد شصت مسکين را يک روز سه وقت و يا يک مسکين را شصت روز ، هر روز سه وقت طعام بدهد، يا يک برده را آزاد کند و يا شصت روز پی درپی روزه بگيرد.

چون در اين زمان برده وجود ندارد، بايد شصت مسکين را طعام دهد يا شصت روز پی در پی روزه بگيرد. اين بدين معناست که در جريان شصت روز نبايد يک روز را ترک کند. همچنان اين کفاره تنها برای يک روز خوردن روزه است نه برای همه ماه رمضان، يعنی برای هر روز اين چنين کفاره است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 8:20  توسط پاکروان  | 

 وصف نماز را بايد از کسي شنيد که خود به راستي اقامه کننده آن بود . کسي که نماز با تک تک سلولهاي مبارکش عجين شده و آن را با  تمام وجود برپا مي نمود .

 ذره ذره خاک مدينه ، مکه ، کوفه هر جايي که ايشان قدم نهاده است ، گواه راز و نيازها و نمازهاي حقيقي آن بزرگوار است . هنوز پژواک نواي دلنشين مناجات امام علي (ع) در جان هستي طنين انداز است . پس گوش جان به فرموده هاي آن امام همام مي سپاريم ، تا آداب قيام به نماز را که ستون دين است ، فرا گرفته و عامل به آن باشيم .

 "اهميت و فضيلت نماز "

 - شما را به نماز و مراقبت از آن سفارش مي کنم ، زيرا نماز برترين عمل و ستون و اساس دين شما است . (1)

 - وقتي که بنده اي سجده مي کند ، ابليس فرياد مي زند : واي بر من! او اطاعت کرد ، ولي من معصيت کردم ، او سجده کرد و من از اين عمل سرباز زدم. (2)

 - گناهي که پس از آن مهلت يافتم تا دو رکعت نماز گزارم و از خدا اصلاح آن گناه را بخواهم ، مرا اندوهگين نکرد. (3)

 - نماز ستون دين است و اولين عمل انسان است که خدا بدان نظر مي کند، اگر صحيح بود ، به ساير اعمال نيز نظر مي فرمايد و اگر صحيح نباشد در هيچ عمل ديگر نمي نگرد و کسي که تارک نماز باشد بهره اي از اسلام ندارد .(4)

 " نماز امام علي (ع)"

 - بار خدايا! من نخستين کسي هستم که به حق رسيدم ، آن را شنيدم و پذيرفتم . هيچ کس مگر رسول خدا (ص) در نماز بر من پيشي نگرفت. ( 5)

 

- بار خدايا! اين نماز را که در پيشگاه تو به جاي آوردم ، نه به جهت نيازي است که به آن داري و نه به خاطر ميل و رغبتي است که در آن داري ، بلکه براي بزرگداشت و پذيرش فرمان تو است که مرا به انجام آن فرمان داده اي . خدايا! اگر در نماز من عيبي است ، يا رکوع و سجود آن ناقص است ، مرا باز خواست مکن و با پذيرش و آمرزش خود ، بر من تفضل و عنايت فرما. (6)

 

- چون وقت نماز فرا مي رسيد ، علي (ع ) بر خود مي لرزيد. به او مي گفتند : يا امير المؤمنين ! ترا چه شده است ؟ مي فرمود: وقت اداي امانتي رسيده است که خداوند آن را بر آسمان ها ، زمين و کوه ها عرضه کرد ، آنها از قبول آن ابا کردند و از آن بيمناک شدند .(7)

 

- امير المؤمنين (ع) رکوع نماز را آن قدر طولاني مي کرد که عرق از ساق پاي وي جاري و زير قدم هاي مبارکش تر ميشد .(8)

 

- هنگامي که براي حضرت علي (ع) مشکلي پيش مي آمد ، به نماز پناه مي برد و آيه « واستعينوا بالصبر و الصلوة » ( از صبر و نماز ياري جوييد) را تلاوت مي کرد .(9)

 

"آثار و اسرار نماز "

 

- هنگامي که انسان در حال نماز است ، اندام ، لباسش و هر چه پيرامون اوست ، خدا را تسبيح مي گويند .(10)

 

- نماز ، قلعه و دژ محکمي است که نماز گزار را از حملات شيطان نگاه مي دارد .(11)

 

- نماز ، گناهان را مانند ريزش برگ درختان فرو مي ريزد .(12)

 

- اگر نمازگزار بداند که چقدر از رحمت خداوند را فرا گرفته است ، سرش را از سجده بر نمي دارد .(13)

 

- پيامبر خدا (ص) نماز را به چشمه آب گرمي که در خانه است و شخص شبانه روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد ، تشبيه کرده است . بدون ترديد چرک و آلودگي در بدن چنين کسي باقي نخواهد ماند .(14)

 

- ( بندگان مؤمن ) هنگامي که نماز مي خوانند ، به نشان تواضع ، گونه ها را به خاک مي سايند و براي اظهار کوچکي و خاکساري ، اعضاي خود را بر زمين مي گذارند .(15)

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 8:19  توسط پاکروان  |